
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- محمدصالح سلطانی؛ شبیه یک جور غافلگیری خودخواسته بود. تلاش میکردم خودم را بسپارم به برنامهای که برایمان ریخته و لابد حسابی برای آماده شدنش وقت گذاشته بودند. دل میدادم و پابهپایشان جلو میآمدم. از همان روز اول و وقت ثبت نام دانشگاه، وقتی دیدم چهار-پنج دانشجوی ریشو با لباسهای یکدست توی سالن میچرخند، بچهها را تور میکنند و برایشان از «اردوی ورودیها» میگویند؛ حدس میزدم که باید بسیجی باشند و این اردو هم لابد بخشی از برنامه آنها برای جذب ما ورودیهاست. اردو مال بسیج نبود اما اولین جایی که بچههای بسیج را دیدم و با بسیج دانشجویی آشنا شدم، در همان اردو بود. جایی نزدیک بست نواب صفوی و نزدیک کیوسک فروش محصولات «نان قدس رضوی»ِ جنب حرم. که البته ما فقط مشتری اشترودلهایش بودیم.
بسیج شریف، برای جذب ورودیهای جدید مدل و برنامه خاص خودش را دارد. اینطور نیست که از همان اول کار دانشجوی ورودی جدید را بیندازند در دلِ کارهای تشکیلات. اصلاً تا آخرِ سال اول، اجازه دست زدن به سیاه و سفیدِ بسیج را به ورودیجدید نمیدهند. چون دانشجوی تازهوارد باید درس بخواند و ترم 1و2 خیلی مهم است و سیاست دانشگاه هم بر همین است که ورودی جدیدها درگیر کار فوق برنامه نشوند. انگار کار فوق برنامه ویروس است و ورودیها نوزاد چند روزهی نارس. بسیج اما برای ما ورودیجدیدها، برنامه داشت. یکی از زیرمجموعههای واحدِ «تشکیلات» ( که در بسیج شریف به «مجمع شهید بهشتی» معروف است) ستاد طرح ورودیهاست. که یک برنامه منظم یک ساله برای جذب ترم اولیها میریزد و آرامآرام به کارشان میگیرد.
