از کار در روستا تا استادی در دانشگاه تهران/ ماجرای دست‌های ترک خورده و خونی در روز ثبت نام دانشگاه

آن زمان در روستا برق نداشتیم.. مجبور بودم در روز مشق هایم را بنویسم، که سخت نباشد، روز هم اغلب زمانی که مدرسه تعطیل می‌شد می‌رفتم دامداری، کتاب‌ها و لوازمم را می‌بردم و هر فرصتی که می‌شد مشق‌هایم را می‌نوشتم.

آن زمان در روستا برق نداشتیم.. مجبور بودم در روز مشق هایم را بنویسم، که سخت نباشد، روز هم اغلب زمانی که مدرسه تعطیل می‌شد می‌رفتم دامداری، کتاب‌ها و لوازمم را می‌بردم و هر فرصتی که می‌شد مشق‌هایم را می‌نوشتم.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *