برچسب دکتر زارع

از کار در روستا تا استادی در دانشگاه تهران/ ماجرای دست‌های ترک خورده و خونی در روز ثبت نام دانشگاه

آن زمان در روستا برق نداشتیم.. مجبور بودم در روز مشق هایم را بنویسم، که سخت نباشد، روز هم اغلب زمانی که مدرسه تعطیل می‌شد می‌رفتم دامداری، کتاب‌ها و لوازمم را می‌بردم و هر فرصتی که می‌شد مشق‌هایم را می‌نوشتم.