اعتکاف با طعم ازدواج/ گفتگ‌وگوی سخت با پدر مورد نظر!

تا حالا با پدر چند دختر حرف زده‌اید؟ حرف بزنید که مجاب شود دخترش را محرم‌تان کند. حرف زدن با دختر جماعت ساده است. اما با پدرش، پدر آدم درمی‌آید.

تا حالا با پدر چند دختر حرف زده‌اید؟ حرف بزنید که مجاب شود دخترش را محرم‌تان کند. حرف زدن با دختر جماعت ساده است. اما با پدرش، پدر آدم درمی‌آید.

اعتکاف با طعم ازدواج/ گفتگ‌وگوی سخت با پدر مورد نظر!

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو_عابد نظری، قفل کرده بود. محمد. که به بهانه ادبیات با هم رفیق شده بودیم. شعر و داستان. چهار سال کوچکتر از من بود. اما در زندگی، تجربه‌های بیشتری داشت. من صرفا یک دانشجوی ترم آخری بودم. دو-سه کلاس در سطوح مختلف مکالمه انگلیسی هم تدریس می کردم. همین. محمد اما، کارشناسی را تمام کرده بود و در یک شرکت روباتیک مشغول به کار بود. حالا برای ادامه تحصیل، بین دانشگاه و حوزه مردد بود. تا آن روزهای اول آشنایی ما، چهار باری رفته بود عراق. نه که خودش تنها، که کاروانی هشتاد نفره، هربار تحت رهبری اش بودند. داشت مقدمات چاپ مجموعه شعرهایش را هم فراهم میکرد. می‌خواست هدیه اصلی شب عروسی اش، به همسرش باشد. شش ماه پیش از آشنایی ما، عقد کرده بودند. آن شب، به جای شعر و داستان، قفل کرده بود روی اینکه چرا زن نمیگیرم. اول دلایل فلسفی آوردم. بعد دلایل دلی. آخر سر هم گفتم پولی در بساط بیکاری ام نیست. گفت همه قبلی ها دلیل نبود، بهانه بود. گفت دلیلت فقط همین آخری ست. گفت اما این دلیل، و اصلا فکر کردن به پول در ازدواج، شعبه ای از شرک است! گفتم کدام شرک؟ این روزگار، اصلا دیوانه ای پیدا می‌شود با یک-لاقبایی من کنار بیایید؟ گفت من دیوانه اش را معرفی کنم، تو جگر پا به راه دادن داری؟

 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *