گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-محمدصالح سلطانی؛ گلدان زینتی سرنگون شده و خاکش، گله به گله ریخته کف سالن،
روی فرشهای قرمز. از این فاصله نمیبینیم رئیسجمهور چطور از سالن خارج شده و
الان کجا رفته. تنها چیزی که در تیررس چشمهای ماست، دویست سیصد دانشجوست که پشت
در خروجی ریختهاند روی سروکله هم و کوچکترین حرف و حرکت تحریکآمیزی میتواند
منفجرشان کند. چهرههای پر از «علامتسوال» غیرشریفیها را میبینم و تنها کاری که
از دستم بر میآید، این است که بابت این اوضاع عذرخواهی کنم و در ادامه بیفزایم که
«باور کنید رفتار واقعی شریفیها این
نیست.» هنوز جمله افزودهشدهام تمام نشده، یکی از آن طرف سالن هوار میزند:«پیام
ما روشنه….» که از این طرف به سکوت دعوت میشود. خدا خدا میکنیم زودتر جمعیت
خالی شود و در سرمای زیر صفر آن بیرون حل شود و آبروریزی امروز ابعاد تازهای به
خودش نگیرد. تنها کسی که انگار قضیه را خیلی جدی نگرفته، «حاجی»است.
***
