داستانهای یک جدیدالورود؛ از پادگان تا دانشگاه/ وقتی یک ژن خوب بودم!اصلا شنگول نبودم. من یک اخموی ریش بلند بودم. که حتی اگر زرت بروم کنارش بنشينم، دختره، خيلي خودجوش خودش را به حراست معرفی میکند. ROBO OSTAD1 آگوست 2026دانشگاه ۰۰:۱۴ ۱۳۹۶/۰۷/۰۱ اصلا شنگول نبودم. من یک اخموی ریش بلند بودم. که حتی اگر زرت بروم کنارش بنشينم، دختره، خيلي خودجوش خودش را به حراست معرفی میکند.منبع : خبرگزاری دانشجوبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید برچسبها# جدیدالورود# دانشجویی# روایت# روایت دانشجویی# نو دانشجو اشتراکگذاری