گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو» به نقل از فصلنامه آرمانگرا،دانشگاه علوم پزشکی بقیت الله اعظم تهران: هر سال با فرارسیدن فصل بودجه، بحث تراز حسابداری پوشانیدن کسری بودجه با جابجایی برخی اعداد خصوصا قیمت نفت به میان مردم میآید. سابقه تاريخي نشان ميدهد كه در اكثر سالهاي قرن بيستم و قرن بيست و یكم اقتصاد ايران با كسري تجاري و كسري بودجه مواجه بوده و یكي از را ههاي جبران اين كسري نيز متوسل شدن به درآمدهاي نفت بوده است. اين امر به تدريج وابستگي كشور به درآمدهاي نفتي را افزايش داده است. افزايش وابستگي به نفت از یك سو باعث شده است كه ميزان كارامدي مديران اجرايي كشور به صورت دقيق قابل شناسايي نباشد و از سوي ديگر متغيرهاي برونزا و خارجي تاثير اساسي بر اقتصاد ايران و علي الخصوص نوسان اقتصاد كلان داشته است. اين مسايل در مجموع باعث شده است كه كشور به سطحي از توسعه كه شايسته مردم ايران است دست پيدا نكند.
سازوكارهاي متفاوتي نيز دربرنامه هاي توسعه از جمله از برنامه سوم به بعد مورد توجه نظام تصميم گيري قرار گرفته است اما در عمل نتايج قابل قبولي حاصل نشده است. بررسي تجربه سياس تهايي كه در برنامه هاي توسعه اتخاذ شده و همچنين تجربه تاريخي مديريت نظام ارزي، تجاري، مالي و پولي كشور نشان م يدهد كه سازگاري ميان سياست هاي اقتصادي در عمل حاصل نشده است و هر كي از سياس تها مستقل از محيط كل اقتصاد ايران اتخاذ شده اند. علاوه بر این سياستهاي اقتصادي نيز ارتباط اندكي با سياس تگذاري فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشت هاند كه در نتيجه اين امر، ناسازگاري سياستها باعث ناكارا شدن سياست گذاريها در سطح عالي شده است. میتوان گفت که ما گرفتار مصیبت منابع شده ایم. بالا رفتن و پایین آمدن قیمت نفت در هر دو سوی آن، همواره برای ما تهدید بوده است. چون اقتصاد درون زا و استوار و قاعده مند نداریم.
