دسته دین ، حوزه و اندیشه

نماینده مجلس در گفت‌وگو با شفقنا: ترمیم حقوق بر اساس سبد معیشت خانوار انجام شود/ حداقل بگیران در ترمیم حقوق اولویت باشند

شفقنا- عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ترمیم حقوق‌ها گفت: طی سال‌های اخیر، افزایش هزینه‌های مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل فشار زیادی بر خانوارها وارد کرده است. در چنین شرایطی، افزایش سالانه حقوق، بدون توجه به سبد معیشت و وضعیت اقتصادی مردم، نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای واقعی آنان باشد.

پاسخ حضرت آیت الله مکارم شیرازی به پرسشی درباره برداشتن سنگ از صفا ومروه به عنوان تبرک

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – حضرت حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی درباره برداشتن سنگ از صفا ومروه به عنوان تبرک پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

احادیث اسلامی درباره تأثیرعمل بر اخلاق چه نظری دارند؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – حضرت حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی درباره تأثیر «عمل» بر «اخلاق» طبق احادیث اسلامی پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

خداوند چگونه در قرآن حج را به تصویر کشیده است؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -حج در قرآن چگونه ترسیم شده است؟
در پاسخ باید گفت اسلام دارای مبانی و ارکانی است که بر آنها بنا نهاده شده و به وسیله آنها وجود پیدا کرده و باقی می‌ماند. بدون تحقق آن ها فرو می‌ریزد و از آن جز اسم است. چیزی باقی نمی‌ماند. از این رو قرآن کریم برای حج جایگاه ویژه‌ای قائل شده است. لذا به طور خلاصه به محور های ذیل اشاره می شود.
الف: حج از ارکان دین و تارک آن مرتکب کفر عملی است.
به گزارش شفقنا به نقل از اندیشه قم بدون شک در بین همه مذاهب، یکی از ارکان دین، حج می‌باشد. کسی که عمداً حج نگذارد، رکنی از ارکان دین الهی خود را نادیده گرفته و نابود ساخته است. از این رو، خداوند در مورد ترک عمدی و عملی حج می‌فرماید: اگر کسی حج را ترک کند کافر شود همانا خداوند از جهانیان بی‌نیاز است.[۱] از این آیه به دست می آید: ترک عمدی حج به منزله کفر هست. یعنی کسی که عمداً به حج نرود، در عمل مرتکب کفر و نادیده گرفتن قسمتی از دین شده است، اگر چه در ایمان و اعتقاد کافر نباشد. لذا در این جا کفر به معنای کفر به فروع دین می‌باشد نظیر کافر شدن به نماز یعنی ترک نماز و کافر شدن روزه، یعنی ترک روزه. پس کفر در این جا به معنای نادیده گرفتن عمل و ترک عمل می‌باشد.[۲] چنان چه امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید رد کردن حکم حاکم شرع جامع الشرایط مسلمانان، به منزله رد کردن حکم امام معصوم و کفر عملی است.[۳]
ب. حج میثاق و پیمان الهی است: از آن جایی که حج در بین همه عبادات، دارای جایگاه ویژه‌ای می‌باشد، وجوب حج در قرآن به صورت عهد و پیمان الهی ذکر شد. با توجه به آیه ۹۷ آل عمران، وقتی خداوند خواست وجوب حج را ابلاغ نماید، به صورت جمله امری ابلاغ نفرمود، چنان چه در نماز و روزه و سایر عبادات به صورت امری می‌باشد که می‌فرماید نماز را بپا دارید و زکات بدهید. اما در مورد حج می‌بینیم شیوه دستور فرق می‌کند. یعنی به صورت امر بیان نمی‌شود بلکه با بیان شیوائی به صورت تعهد که بر عهده مردم باشد. مطلب را بیان می‌کند؛ «برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه او کنند».[۴] این تعبیر لطیف فقط در مورد حج، در قرآن وجود دارد و در مورد هیچ عبادتی، این گونه تعبیر نشده است. و این خود بیانگر اهمیت حج می‌باشد، لذا در خود آیه، از لحاظ ادبی و شیوه بیان مطالبی وجود دارد که دارای اهمیت و شایان ذکر است.
۱. خداوند جمله را به صورت جمله خبری بیان می‌کند نه انشائی، لذا دلالت جمله خبری بر وجوب قویتر از دلالت جمله انشائی بر وجوب می‌باشد.
۲. جمله به صورت اسمیه بیان شده، نه فعلیه، و جمله خبریه اسمیه، دلالت و تأکیدش بر معنای (ثبوت) بیشتر از جمله فعلیه می‌باشند.
۳. وجوب حج را با لام تأکید و تکلیف بیان می کند، یعنی این تکلیف از طرف خداوند بر عهده مردم قرار داده شده است.
۴. هرگاه بخواهند وجوب بالفعل عملی را بیان نمایند به وسیله (علی) بیان می کنند، یعنی بالفعل و در حال حاضر این عمل بر عهده کسی می‌باشد نه بالقوه. لذا در آیه شریفه، خداوند از کلمه (علی) استفاده کرد، شایان ذکر است که هر گاه (لام) و (علی) در مقابل یکدیگر قرار گیرند، نشانه آن است که از یک طرف حکمی بر طرف دیگر واجب شده نه این که بر ضرر او باشد. پس در این آیه معنا این گونه نمی‌باشد که به ضرر مردم باشد. چنان که لام در (للله) نیز به معنای نفع نمی‌باشد، بلکه به معنای از طرف خدا بر مردم می‌باشد. زیرا نفع حج به خود مردم بر می‌گردد نه به خداوند.[۵]
ج. حج مظهر مجموعه‌ای از عبادات می‌باشد
با توجه به این تعبیر خاص که جمع میثاق الهی می‌باشد، می‌بینیم که بسیاری از مسائل و عبادات در خود حج جلوه می‌کند. به عنوان مثال روزه هم در حج راه پیدا می‌کند. زیرا حاجی اگر قربانی پیدا نکند که در روز عید قربان ذبح نماید، سه روز در حج و هفت روز در بازگشت به وطن باید خود روزه بگیرد. نمونه دیگر آن که همه نکاتی که در مورد نماز گفته شد، مثل طهارت و پاک بودن بدن و مباح بودن لباس و ساتر بودن آن و شرایط وضو و آب وضو همه ی آن ها در حج نیز تبلور پیدا می‌کند. زیرا در حج طواف تشریع شده که خود نماز هست و همه شرایط نمازگزار و لباس نمازگزار در شخص طواف کننده و لباس او باید وجود داشته باشد، مانند طهارت از حدث و خبث و پاک بودن لباس و بدن و غصبی نبودن لباس او و آبی که با آن طهارت حاصل شد. بالاتر این که، در خود حج، نماز هم واجب شده و ما می‌بایست بعد از طواف واجب، دو رکعت نماز پشت مقام ابراهیم به جا آوریم. از این رو در برخی از روایات وارد شده که حج برتر از نماز می‌باشد.[۶]
همین طور انسان به آن برکت که در زکات است به وسیله حج دست می‌یابد. زیرا در حج انفاق مال و نثار و ایثار مانند زکات وجود دارد. و یا بسیاری از ویژگی‌های جهاد که همان پذیرش خطر و دوری از نزدیکان می باشد در حج نیز وجود دارد، و بالاتر از آن تمرین خودسازی و جهاد اکبر که به وسیله احرام تحقق پیدا می‌کند، همچنین بسیاری از مسائل به وسیله احرام بر شخص محرم حرام می‌شود. خلاصه این عبادت از عبادات فراوانی تشکیل شده و فضائل همه آن عبادات را در خود دارد و خود نیز خصوصیتی دارد که در سایر عبادات نمی‌باشد.
د. محترم شمرده شدن حاجی و زمان و مکانی که او در آن به سر می‌برد
خداوند تبارک و تعالی زمان و مکانی را که در آن حج وعمره به جا آورده می‌شود و نیز کسانی را که عمره به جا می‌آورند و هم چنین قربانی حج و حتی کفشی را که به نشان قربانی بودن به گردن آن می‌آویزند همه را از شعائر الهی یاد کرده، بنابراین نه تنها کسانی که برای حج و عمره احرام بسته‌اند، بلکه افرادی که به قصد این دو عمل از دورترین نقاط عالم حرکت کرده‌اند و هنوز به حرم بلکه به میقات نرسیده‌اند، همه جزء شعائر الهی هستند. سراسر حج از کعبه گرفته تا آن حیوانی که برای قربانی تعیین شده، جزء شعائر الهی هستند. از این رو احدی نباید آنها را حلال دانسته، طبق میل خود با آنها رفتار نماید، بلکه واجب است آنها را گرامی بدارد.[۷] لذا دیده می شود برای امنیت شخصی که آهنگ حج کرده، ماه ذیقعده برای حرکت او به طرف خانه خدا و ماه ذیحجه برای اعمال و مناسک آن و ماه محرم بر حرمت و احترام و برای بازگشت او به طرف خانه خود و امنیت او از ماه‌های حرام شمرده شده و جنگ و قتال به احترام حاجی در این سه ماه، حرام می‌باشد. و حرمت همه اینها به خاطر حرمت کعبه و حج، حاجی و احترام آن می‌باشد.
در آیه دوم از سوره مبارکه مائده نیز آمده است: (ای کسانی که ایمان آوردید شعائر و حدود الهی در حج را محترم بشمارید، مخالفت با آنها را حلال ندانید و نه ماه حرام را و نه قربانی‌های بی نشان و با نشان را و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خوشنودی او می‌آیند).
شعائر جمع شعیره به معنای علامت است، شعائر الله، علامت‌هایی هستند که انسان را به یاد خدا می‌اندازند وخاطره‌ای از خاطرات مقدس را در نظرها تجدید می‌کند. از این روست که خداوند در مورد صفا و مروه می‌فرماید: این دو از شعائر الهی هستند که ما را به یاد قضیه و سرگذشت هاجر و فرزند خردسالش می‌اندازد وبه یاد ابراهیم که این دو را در بیابان بی‌آب و علف رها کرد و به فرمان خدا راهی تبلیغ رسالت الهی شد.[۸]
نمونه‌ دیگر که می‌توان از اهمیت حج در اسلام ذکر کرد، آن است که وقتی از هلال ماه‌ها از پیامبر سؤال می‌کنند، قرآن کریم می‌فرماید: هلال ماهها برای تعیین وقت حج است، «‌در مورد هلال ماه‌ها از تو سؤال می‌کنند، بگو آنها برای بیان اوقات و تقویم طبیعی برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت حج است.[۹] برای اهمیت حج همین بس که خداوند به عنوان ذکر خاص بعد از عام، تشخیص ایام و ماه‌های حج را یکی از فوائد مهم هلال ماه می‌داند. با توجه به این ویژگی مهم است که خداوند در سوره مبارکه مائده می فرماید: (خداوند کعبه را وسیله‌ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داد و هم چنین ماه حرام را).[۱۰]
از این جهت مهم‌ترین عامل قیام همه مردم جهان، برای برپایی دین و عدالت، خانه‌ای است که همگان به سوی آن نماز می‌گذارند و برگرد آن طواف می‌کنند و در کنار آن به نیایش می‌پردازند و در حریم آن به تفکر در آیات الهی می‌پردازند.
هـ . ربط آیه ۱۸۹ بقره با آیه ۹۷ سوره مبارکه مائده به چه صورت می‌باشد خداوند در سوره مبارکه بقره می‌فرماید: ما هلال ماه‌ها را برای بیان تقویم طبیعی برای نظام زندگی مردم وتعیین وقت حج قرار دادیم. در سوره مبارکه مائده می‌فرماید: خداوند کعبه را وسیله‌ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داد و هم چنین ماه حرام را. با توجه به محتوای این دو آیه می‌توان فهمید که هلال ماه‌ها و حج، نقش مهمی در زندگی مردم دارند، زیرا مردم با هلال ماه، ایام حج را درک می‌کنند و با آمدن ایام حج به طرف این خانه حرکت کرده و با تشکیل کنگره بزرگ حج، سرنوشت مسلمانان را در آن جا رقم زده و در مورد حل مشکلات جهان اسلام اندیشیده و به حل آن کمک می‌کنند. دقت کافی در محتوای آیه ۹۷ مائده با توجه به انسجام اول و آخر آن، نشان می‌دهد که کعبه به عنوان محل طواف عمومی و عامل قیام همگانی قرار داده شده است، یعنی هدف همه انبیای الهی آن است که مردم با دست یافتن به محتوای کتاب و درک میزان و آشنایی با ره آورد پیامبران به قسط و عدل قیام کنند، عامل مهمی که می‌تواند این هدف والا را تحقق بخشد و زمینه قیام همه مردم را جهت دست یابی به قسط و عدل فراهم کند و خصوصیت‌های نژادی و جغرافیایی را کنار زده و اختلاف‌های مکانی را در نوردیده و پراکندگی‌های زمانی و زبانی را به یک سو می‌نهد و بیگانگان را با هم آشنا می‌کند، ‌کعبه است. از این رو امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: همواره دین خدا پابرجا و زنده هست تا کعبه پا برجاست.[۱۱]
دانستن این نکته لازم است که قیام دین و استواری آن به قیام مردم است و این مردم هستند که باید در ایام حج و در کنار خانه خدا اقدام به قیام کنند و ندای توحید را از کنار کعبه سر دهند، در این کنگره سیاسی، عبادی باید به حل معضلات مهم جهان اسلام بپردازند. با توجه به این ویژگی مهم هست که حاکم مسلمانان باید هر ساله در برپایی حج تمام توان خود را به کار گرفته، لذا در برخی روایات آمده اگر در زمانی مردم نخواستند و یا نتوانستند به مکه بروند بر رهبر مسلمانان لازم است که برخی را با هزینه بیت المال، به حج بفرستد و عده‌ای را که توان مالی دارند و به حج نمی‌روند به اجبار روانه مکه کند.[۱۲] لذا امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: اگر مردم حج را معطل گذارند، ‌بر امام است است آنها را به این کار وادار کند. چه بخواهند و چه نخواهند، زیرا این خانه برای حج قرار داده شده است.[۱۳]
با انحراف از این فریضه الهی است که امروزه دین خدا در زندگی بشر نقش آفرینی نمی کند. دین قوام نیافته و برپا نشده و در حاشیه قرار گرفته است؛ اگر حج با آن همه اسرار و لطائف و آن همه حقیقتی که برخوردار است مورد شناخت و توجه مسلمانان قرار گیرد و مسلمانان همان گونه که در مورد آداب و احکام ظاهری حج حساسیت به خرج می‌دهند و در مورد آن توجه ویژه‌ای مبذول می‌دارند، اگر به اسرار و باطن حج نیز توجه کنند، ما شاهد آن خواهیم بود که هر ساله میلیون­ها نفر از دانشگاه حج فارغ التحصیل شده و با آشنایی به سیره و سنت رسول خدا، پا در شاه راه هدایت می‌گذارند. اما باید اعتراف کرد، آن چه هرگز مورد توجه ما مسلمانان قرار نمی‌گیرد، یا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، همان هدف والای حج یعنی به حول کعبه گشتن و با تأسی به ملائکه که به حول عرش الهی به تسبیح و تقدیس الهی می‌پردازند می‌باشد. آری با درک معارف و اسرار حج است که می‌توان فرشته خو شد و از خلق و خوی حیوانی رهید و به سرمنزل مقصود رسید.
و. حج محلی برای مشاهده آیات الهی: یکی از مسائلی که قرآن کریم به آن عنایت ویژه‌ای می‌نماید، شهود آیات الهی در مکه و ایام حج می‌باشد. آن جا که می‌فرماید: ‌در حرم امن الهی، آیات و نشانه‌های روشن الهی می‌باشد.
هر چند در آیات زیادی از قرآن کریم به نشانه‌های خداوند اشاره شد، اما دراین آیه به یکی از شاخص‌ترین آیات الهی اشاره می‌کند که همان مقام و جایگاه حضرت ابراهیم می‌باشد. تکه سنگی که بعد از هزاران سال باقی مانده و بشریت در برابر آن سر تعظیم فرود آورده، سنگی که ابراهیم برفراز آن کعبه را بنا نهاده و از فراز آن دعوت جهانی خود را برای زیارت این خانه به گوش جهانیان رسانده: و این نشانه الهی باید برای همیشه زنده و پاینده بماند. این­جاست که امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: سالی که سیل مسجد الحرام را فرا گرفت من نیز به همراه امام حسین ـ علیه السّلام ـ در مکه بودم، امام ـ علیه السّلام ـ به مردمی که نگران از بین رفتن مقام ابراهیم بودند، فرمود: مطمئن باشید هرگز سیل مقام ابراهیم را نمی برد، چون خداوند آن را علم و نشانه خود قرار داده است.[۱۴]
پیرامون حج، آیات دیگری نیز قابل شهودند. مانند کعبه با آن عظمت معنوی خود، حجر الاسود، زمزم و مانند آن. و این که برای یک سرزمین غیرقابل کشت و بی‌آب و علف، این همه دل ها مشتاق باشند و برای دیدن و طواف آن سر از پا نشناسند. این خود یکی از مهمترین آیات الهی است.

دیدگاه اسلام در مورد عجله در کارها چیست؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – حضرت حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی درباره دیدگاه اسلام در مورد عجله در کارها پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

آیا در قرآن ،نقد ونقادی مطرح شده است؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -آیا قرآن مسئله نقد و نقادی را مطرح کرده است؟
یکی از نشانه‌های جامعه زنده و فعال و حضور مردم در صحنه، نقد افکار و اندیشه‌ها، و انتقاد کردن از عملکرد افراد است.
به گزارش شفقنا به نقل از اندیشه قم اسلام به عنوان دین زنده و کامل این حق را به همه افراد جامعه داده که وضع جامعه خود را نقد و بررسی کرده، نقاط ضعف و قوت آن را گوشزد نمایند. علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «محبوبت‌ترین برادرانم کسی است که عیوب (و اشکالاتم) را به من هدیه کند.[۱]
۱. معنای نقد و انتقاد: در لغت به معنای دقت کردن در دراهم برای جدا کردن خوب از بد (تقلبی از غیرتقلبی) است ولی انتقاد در کلام، این است که عیوب و محاسن آن نشان داده شود.[۲] در اصطلاح هم همان بازشناسی و بررسی سخنان و یا علوم است، لذا علم منطق را وضع کرده‌اند، که درست اندیشیدن را بیاموزد مخصوصاً بخش مغالطه و احتجاجات و مباحثات علمی که میان طلاب و دانشجویان مرسوم بوده و هست. در واقع یک نوع انتقاد و بازشناسی حق از باطل، و صحیح از ناصحیح است.
۲. فوائد و آثار نقد: در عصر کنونی فوائد و آثار انتقاد بر کسی پوشیده نیست، و هم چون خون برای جامعه ی انسانی لازم است. علاوه بر اینکه صحیح را از فاسد و حق را از باطل جدا می‌کند، باعث بالندگی و رشد می‌شود، لذا شرکت‌های مدرن و پیشرفته دنیا در پایان سال از متخصصان فن می‌خواهند تا معایب و نواقص را بیان دارند که در آینده آنها را برطرف و رشد و کمال بیشتری پیدا کنند و همین طور در مؤسسات علمی و…
سخنان قرآن را در زمینه نقد و انتقاد در چند بخش بیان می‌داریم:
قرآن شریف نقد اندیشه‌ها، و انتقاد کردن از کردار و رفتارها را با زبان‌های مختلفی تأیید نموده است. در یکجا می‌فرماید: «بندگان مرا بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان نموده، و آنها خردمندانند»[۳] انتخاب نیکوترین، یعنی نقد سخن و انتخاب احسن و در آیات عدیده‌ای دستور به تفکر داده[۴] و همچنین تأکید نموده که در هستی، در تاریخ گذشتگان، در گفتار و کردار پیشینیان و… اندیشه کنید، و دقت نظر بخرج دهید، و منتقدانه به آن ها بنگرید و دستور داد که خبرها و سخنانی که از طریق افراد غیرمطمئن و خلاف گو به شما می‌رسد، پی‌گیری کنید، بدون بررسی، نپذیرید.[۵] اینها همه نشان می‌دهد که به سخن به دید نقادی نگاه شود.
۲. شرائط نقد و انتقاد در قرآن:
الف. نقد و انتقاد باید آگاهانه باشد نه جاهلانه. مبتنی بر شایعات و توهمات نیز نباید. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «(خداوند) گناه و ستم به ناحق را، و اینکه چیزی را شریک او قرار دهید، و به خداوند مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید «انّ تقولوا لاتَعْلَمُونَ» حرام کرده است.[۶]
و از کسانی که جاهلانه نقد و انتقاد می‌کند، شدیداً انتقاد نموده است. آنجا که می‌فرماید «و با دهان خود سخنی می‌گفتید که به آن علم و یقین نداشتید، و آن را کوچک می‌پنداشتید در حالی که نزد خدا بزرگ است.»[۷]
ب. نقد باید عاقلانه باشد. «بزودی سبک مغزان از مردم می‌گویند چه چیز آنها را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟! بگو «مشرق و مغرب از آن خدا است.»[۸]
ج. نقد باید مستدل و منطقی باشد. «و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن»[۹] حتی نقد و انتقاد از مخالفین، وغیرمسلمانان هم باید منطقی و مستدل باشد، چنان که می‌فرماید «با اهل کتاب جز به روشی که از هم نیکوتر است مجادله نکنید.»[۱۰]
د. انگیزه و هدف نقد و انتقاد، ارشاد، و رسیدن به حرف نیکو «احسن» و بهترین سخن باید الهی باشد، نه خلاف اخلاق، حسادت و سوء ظن، خیانت، خباثت و تهمت…[۱۱]
هـ . نقد و انتقاد غیر از انتقام است. در نقد صفا و صمیمیت حاکم است نه کینه‌توزی و همچنین انتقادها و نقدها به تجسس کشیده نشود و در زندگی خصوصی افراد، و در سخنان پنهانی آنها راه پیدا نکند.[۱۲] و همچنین در انتقاد و نقد از توهین به دیگران باید پرهیز شود و احترام افراد، یا مکتب را باید نگهداریم، از نقد و انتقاد نرنجیم، نقد دیگران را با ‎آغوش باز بپذیریم…
۳. در موارد عدیده‌ای، خود قرآن شریف به نقد برخی اندیشه‌ها، و انتقاد از بعضی رفتارها پرداخته. بعنوان نمونه به مواردی از آن اشاره می‌شود: ۱. اندیشه دنیازدگان را مورد نقد و انتقاد قرار داده آنجا که می‌فرماید: «آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با این که متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست.»[۱۳]
۲. سخنان ماده پرست‌ها (و مارکسیستها و..) را به نقد می‌کشد «(می‌گویند) غیر از این زندگی دنیای ما، چیزی در کار نیست. پیوسته گروهی از ما می‌میریم، و نسل دیگری جای ما را می‌گیرد، و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد… بزودی از کار (و سخنان خود ) پشیمان خواهد شد.»[۱۴]
۳. ا ندیشه و سخنان دوگانه پرست‌ها و مشرکان را با منطق و استدلال مورد نقد قرار داده است. که در اینجا به برخی از آن اشاره می‌شود: ۱. دوگانه پرست‌ها دلیل و برهان ندارند «أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ» آیا خدای دیگری با خدا است؟! بگو دلیلتان را بیاورید اگر راست می‌گویید»[۱۵] ۲. اگر دو خدا بود، هستی از هم می‌پاشید «اگر در آسمان و زمین جز «الله»، خدایان دیگری بود فاسد می‌شدند، و نظام هستی به هم می‌خورد…»[۱۶]
و همچنین کسانی را که می‌گویند و عمل نمی‌کنند (از دیگران انتقاد می‌کنند ولی انتقاد پذیر نیستند.) به شدت انتقاد نموده است.[۱۷]
و یهودیان را بخاطر تحریف در کتب‌شان، مورد علامت و انتقاد قرار داده است.[۱۸] و همین‌طور اندیشه یهودیان را که عزیر را پسر خدا می‌داند، و مسیحیان که مسیح را فرزند خدا و یا خدا می‌دانند، نقد و رد نموده است.[۱۹]
تذکر مهم:
اینکه قرآن شریف، اصل نقد و انتقاد را تأیید می‌کند، و شرائطی برای آن بیان می‌کند، و خود به نقد دیگران پرداخته، به این معنی نیست که هر سخنی قابل نقد است، و هر کلامی نقدپذیر است، ضروریات و مسلمات بشری را نمی‌توان مورد نقد قرار داد، مگر روشن شود که واقعاً از ضروریات نبوده است… و همچنین کلام خدا را نمی‌توان نقد کرد، چراکه نقد برای رسیدن به سخن نیکو و اندیشه برتر است «فیتّبعون احسنه»[۲۰] ولی خداوند خود «احسن الخالقین»[۲۱] است و کلام او برترین کلام «احسن الحدیث»[۲۲] و قصه‌ها و داستان‌های او بهترین قصه «احسن القصص»[۲۳] است.
به بیان دیگر نقد برای جدا کردن حق از باطل، سره از ناسره و هدایت از ضلالت، و واقع از غیرواقع است، اما خدا و کلام او حق محض[۲۴] است لذا نقد در آن راه ندارد. از این جا معلوم شد که کلام معصومین ـ علیهم السّلام ـ که عین حق است، و مطابق واقع نقدبردار نیست، چون حق و واقع، که نقد نمی‌پذیرد «ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى» و هرگز (پیامبر) از روی هوس سخن نمی‌گوید، آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست بلی برداشت غیرمعصوم را از قرآن و روایات، شیوه استدلال، استنباطات و نتیجه‌گیری‌ها… می‌توان مورد نقد قرار داد، اما آنجای که مراد خداوند روشن باشد (نص صریح) و همچنین مدلول روایات تبیین (و صریح) باشد نقد در آن راه ندارد، اگر هم کسی اقدام به نقد کند، نوعی کار جاهلانه است. نتیجه این شد که قرآن اصل نقد و انتقاد را تأیید و تشویق نموده است، و شیوه و کیفیت نقد را بیان نموده و خود به نقد اندیشه‌های دیگر پرداخته، منتهی هر کلامی نقدپذیر نیست، کلام حق، و مطابق واقع و کلام خداوند و معصومین نقدپذیر نمی‌باشند. آن چه در پایان قابل ذکر است، این است که: در عرصه ی نقد و بررسی بیشتر باید به اندیشه توجه نمود نه به اندیشه گر. یعنی در نقد و بررسی باید به «ما قال» توجه داشت نه «من قال»، هر چند گاهی در دو مورد نیز مورد نظر هست.

جایگاه کرامت و احترام به انسان‌ها در اخلاقیات پیامبر اکرم (ص)

شفقنا – سیره پیامبر اکرم(ص) تنها مجموعه‌ای از فضائل فردی همچون صداقت، صبر، بخشش و شجاعت نیست؛ بلکه الگویی از حکمرانی اخلاقی و تعامل انسانی است که در آن کرامت انسان، مدارا با دیگران، توجه به محرومان، احترام به گروه‌های مختلف اجتماعی و پذیرش خطاهای مردم جایگاه ویژه‌ای دارد.