شاید هیچجا این رنج به اندازه جملههای پایانی «پاییز آمد» و درد فخری، عریان و بیواسطه خودش را نشان ندهد: «بدون حرفی رفت توی سردخانه. دنبالش رفتم. رفت سمت یک دریچه آن را باز کرد و پیکر را کشید بیرون.
«آقا مرتضی»؛ زندگینامه شهید مرتضی خانجانی، فرمانده گردان کمیل لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) تالیف آزاده جعفری در نشر ۲۷ بعثت منتشر شد.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ و ۲۱ فروردین ۱۳۴۹، دو تاریخ ماندگار در تقویم ورزشی ایران، اما با دلالتهایی فراتر از یک مسابقه فوتبال. در این دو دیدار حساس، نه فقط تیمِ ملی و تاج تهران برابر حریفان اسرائیلی خود به پیروزی رسیدند، بلکه تماشاگران ایرانی فرصتی یافتند...
نمایشگاه «ایران؛ روایت ویرانی و مقاومت» در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران گشایش یافت.
کتاب «جنگ ایران و عراق» نوشته دیوید شافر را با ترجمه لیسا اعتمادی در انتشارات ققنوس منتشر شد.
عبور از تنگه بعضی بچههای باهنر توی سواری ابوقریب و توقفهای کوتاهی که در راه داشتند، نماز مغربشان را خواندند. بقیه هم وقتی از ماشینها پیاده میشدند نماز میخواندند و نماز بهجا میآوردند. آب نبود. از فرط گرمای هوا و خستگی بچهها، آب قمقمهها توی همان پل نادری تمام شده بود.
یادنامه جمال کمال درباره سید کمال خرازی توسط ایرنا همزمان با ایام سوگواری منتشر و رونمایی شد.
شب دهم و شب عاشورا بود. بچهها حالوهوای خاصی داشتند و دوست داشتند راحت عزاداری و گریه کنند، ولی ممکن نبود و باید جانب احتیاط را رعایت میکردیم.