اهمیت این کتاب در زمانه فعلی، یادآوری این حقیقت است که صلح بدون زیرساختهای اقتصادی عادلانه، تنها آتشبسی موقت خواهد بود. مولف و محقق در این اثر، با دقتی وسواسگونه، بر این نکته تأکید میورزد که فروپاشی نظم اقتصادی، پیشدرآمدی بر سقوط نظم سیاسی است.
به دوست متفکر آزاداندیش آقای دکتر داوری به امید آنکه تحمل خواندن این «کویریات» را داشته باشند. مشهد. علی شریعتی. ۱۴/۶/۵۰
عضو مجلس خبرگان رهبری نوشت: «حسین منی و انا من حسین» به دانهای میماند که باغی بزرگ در دل خود نهفته دارد. هرچه زمان پیشتر میرود، شاخهای تازه از آن میروید، برگ دیگری میشکفد، و میوهای دیگر از درخت اندیشه به بار مینشیند. دانهای حامل باغی بیانتها؛ باغی که در آن هویت، حقیقت، آزادی، وفاداری و کرامت انسانی، همگی زیر سایه یک نام به هم میرسند: حسین(ع).
در این رویداد که پنجشنبه بیست و هشتم خردادماه ساعت ۱۵ برگزار خواهد شد؛ عبدالرحیم گواهی استاد ادیان و عرفان و از شاگردان علی شریعتی، حکمتالله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران، احسان شریعتی استاد فلسفه و فرزند علی شریعتی، سید جواد میری جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و محمود شالویی سخنرانی خواهند کرد.
نادعلیزاده، در این مراسم به چهار رکن تعزیه اشاره کرد و گفت: تعزیه روایت هنری واقعه و تاریخ عاشوراست. قصههای مختلف تاریخ را ما در تعزیه به صورت هنری روایت میکنیم. روایت علمی اقتضائات خودش را دارد. اما در روایت هنری قصه بازگو میشود. قصه نیز براساس واقعه ای که در تاریخ اتفاق افتاده است و در ناخودآگاه مردم و در طول زمان این واقعه به گونه ای روایت شده و مانده است.
محسن الویری نوشت: عاشورا حقیقتی تاریخی است، اما در تاریخ متوقف نمیشود. این واقعه در عین رویداد بودن، واجد ظرفیتهای تمدنی و اسطورهگون نیز هست. تحلیل عاشورا در سطح تمدنی، ما را با ابعاد گسترده تأثیرگذاری آن آشنا میکند و نگاه اسطورهگون افقهای تازهای برای فهم معنا، هویت، هنر، مناسک و انسانشناسی عاشورایی میگشاید.
به باورِ تیچ ناتهان، واکنشهایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرمسازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیدهگرفتنِ رنجها با رویآوردن به مصرفگرایی یا پرتکردنِ حواسمان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما میشود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانالگردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمیکند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنجها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.
بهگفته زاهد: «ایران همیشه در پی یک تولرانس بوده. بارها به حوزه مدیترانه رفته، تضعیف شده و به فلات ایران بازگشته. بعد، دوباره فرصت پیدا کرده و قلمرو خود را گسترش داده است. این نگاه چه در دوره پادشاهان باستانی ایران، چه در دوره صفویه، چه در دوره محمدرضا پهلوی، و چه در زمان جمهوری اسلامی همواره حاکم بوده است. هر حکومت دیگری هم بیاید و فرصت پیدا کند، مجدداً قدرت و برتری هژمونیک خود را اعمال خواهد کرد».