فروریختن تثلیث «خدا، اخلاق و حقیقت» در فلسفه غربی / نیهیلیسم نیچه‌ای موتور محرک جنگ‌های مدرن / عبور از توهمِ «مذاکره در دادگاه منصفانه ملل»

 گروه اندیشه: استاد هادی غلامی با تدوین مقاله ای که در سایت اندیشه ما منتشر شده، به «واکاوی مبانی فلسفی جنگ مدرن: تحلیل تطبیقی «اراده معطوف به قدرت» غربی و «اراده معطوف به حقیقت» در فقه حکومتی پرداخته است. این مقاله را در ادامه می خوانید:

۲۳ تیر ۱۴۰۵ – ۱۵:۱۶
فروریختن تثلیث «خدا، اخلاق و حقیقت» در فلسفه غربی / نیهیلیسم نیچه‌ای موتور محرک جنگ‌های مدرن / عبور از توهمِ «مذاکره در دادگاه منصفانه ملل»

 گروه اندیشه: استاد هادی غلامی با تدوین مقاله ای که در سایت اندیشه ما منتشر شده، به «واکاوی مبانی فلسفی جنگ مدرن: تحلیل تطبیقی «اراده معطوف به قدرت» غربی و «اراده معطوف به حقیقت» در فقه حکومتی پرداخته است. این مقاله را در ادامه می خوانید:

****

بحثی است درباره مبانی فلسفی جنگ مدرن؛ یعنی اینکه اساساً آیا جنگ‌هایی که در دوره مدرن و پسامدرن در عالم رخ می‌دهد، دارای مبانی فکری و فلسفی است یا خیر؟ آیا این حوادث صرفاً رخدادهای سیاسی، نظامی و امنیتی‌اند، یا اینکه پشت سر آنها یک دستگاه نظری، یک تلقی از انسان، حق، قدرت، حقیقت و جهان وجود دارد؟

به تعبیر دیگر، هر حادثه‌ای که در عالم رخ می‌دهد، معمولاً توجیهاتی برای آن ساخته می‌شود، فلسفه‌هایی برای آن پرداخته می‌شود، و نوعی عقلانیت ـ ولو عقلانیت کند، باید هم حقیقت را بشناسد، هم قدرت تولید کند، هم علم را توسعه دهد، هم عقلانیت سیاسی داشته باشد، و هم تدبیر خود را ذیل فقاهت و ولایت سامان دهد.

ما نمی‌توانیم در جهانی که قدرت‌محور عمل می‌کند، صرفاً با ادعای حق پیش برویم. حق باید پشتوانه قدرت داشته باشد. اما تفاوت ما با منطق نیچه‌ای و پست‌مدرن این است که ما قدرت را حق‌ساز نمی‌دانیم؛ بلکه قدرت را خادم حق می‌دانیم.

در منطق اسلامی، قدرت اصالت ندارد؛ حقیقت اصالت دارد. اما حقیقت بدون قدرت، در میدان سیاست جهانی، امکان تحقق و صیانت پیدا نمی‌کند. از این جهت، وظیفه ما این است که در کنار حفظ جهت الهی، اخلاقی و فقاهتی نظام اسلامی، مولفه‌های قدرت را نیز در عرصه‌های مختلف تقویت کنیم: قدرت علمی، قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، قدرت فرهنگی، قدرت رسانه‌ای و قدرت اجتماعی.

اگر چنین شود، آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که جامعه اسلامی نه تنها از حقوق خود دفاع کند، بلکه بتواند الگویی تازه از نسبت حق و قدرت در جهان معاصر ارائه دهد؛ الگویی که در آن، قدرت در خدمت حقیقت، عدالت و عبودیت قرار می‌گیرد.

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *