
گروه اندیشه: مصطفی سلیمانی پژوهشگر روانشناسی با نوشتن یادداشتی تحت عنوان شکاف نسلی در فهم بحران (وقتی رنج، برای یکی سرنوشت است و برای دیگری بیعدالتی) در سایت اندیشه ما، به شکاف ادراکی نسلها در مواجهه با بحران میپردازد؛ جایی که نسل قدیم رنج را «سرنوشت» و نسل جدید آن را «بیعدالتی» میبیند. از نظر سلیمانی ریشهی این تعارض در طرحوارههای ذهنی متفاوت نهفته است. راهکار عبور از این گسست، «گفتوگوی ترجمهای» و رسیدن به تعادلی میان تابآوری و کنشگری است تا تفاوت دیدگاهها به بحرانی عمیقتر تبدیل نشود.این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
بحران، فقط یک واقعیت بیرونی نیست؛ بلکه تجربهای است که در ذهن هر نسل به شکلی متفاوت معنا میشود. برای نسلی که با کمبود، جنگ یا بیثباتی مزمن بزرگ شده، بحران اغلب بهعنوان «سرنوشت» درونی میشود؛ چیزی کای» است؛ یعنی هر نسل، زبان خود را به زبان قابلفهم برای دیگری تبدیل کند. نسل قدیم میتواند بهجای توصیه به تحمل، از تجربههای بقا و تابآوریاش بگوید. نسل جدید هم میتواند بهجای نفی کامل گذشته، از ضرورت تغییر و امید به بهبود حرف بزند. این ترجمه، شکاف را به پل تبدیل میکند.
و در نهایت، باید به یک تعادل رسید: نه آنقدر در پذیرش غرق شویم که رنج را طبیعی کنیم، و نه آنقدر در اعتراض بمانیم که فرسوده شویم. سلامت روان جمعی، دقیقاً در همین نقطهی میانی شکل میگیرد؛ جایی که انسان هم واقعیت را میبیند، هم امکان تغییر را از دست نمیدهد. اگر این تعادل شکل نگیرد، خودِ اختلاف نسلها در فهم بحران، به بحرانی عمیقتر و خاموشتر تبدیل خواهد شد.
۲۱۶۲۱۶
