شهیدی که درد و رنجش را با آب اروند گفت/حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!

در مسیر نه ‌کیلومتری که در زیر آب با اشنوگر طی خواهیم کرد، ممکنه دشمن آتش کور و فله‌ای روی آب بریزه. اگر حین غواصی کسی زخمی ‌شد و درد گلوله و ترکش غالب شد، حق فریاد زدن و ناله کردن نداره. اگر دید نمی‌تونه درد ناشی از گلوله و ترکش رو تحمل کنه، همچون مولا علی(ع) که ناله و فریادش رو به چاه می‌گفت، باید به زیر آب بره و ناله‌ش رو به آب بگه تا صدا به گوش دشمن نرسه و عملیات لو نره و آسیبی به بقیه نرسه.

شهیدی که درد و رنجش را با آب اروند گفت/حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، شهدای غواص دفاع مقدس به‌ویژه در عملیات‌های والفجر ۸، کربلای ۴ و ۵ از مظلوم‌ترین شهدای دوران جنگ تحمیلی هستند. فرارسیدن روزهای ابتدایی دی‌ماه به‌عنوان سالروز شروع کربلای ۴ بهانه‌ای برای ورق‌زدن تاریخ و مرور مظلومیت این‌شهداست. 

یکی از شهدای مظلوم غواص، حسن پام از غواصان گردان غواصی ولی‌عصر (عج) از لشکر ۳۱ عاشوراست که شب عملیات کربلای ۴ به‌طور مظلومانه‌ای به شهادت رسید. این‌غواص شهید متولد سال ۱۳۴۸ در شهر ماکو بود و سیدجعفر حسینی ودیق از غواصان و جانبازان لشکر عاشورا که در کربلاهای ۴ و ۵ حاضر بوده، روایتی از او و شهادتش دارد. 

حسینی ودیق عنوان این‌خاطره را «حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!» گذاشته که ترجمه فارسی آن از این‌قرار است: «حسن بی‌صدا مجروح شد و در آب فرو رفت و خونش جاری شد.»

در ادامه، مشروح روایت مربوط به این‌شهید را می‌خوانیم:

آخرین شبِ حضورمان در موقعیت قجریه بود. همۀ نیروها در حسینیۀ گردان جمع شده بودند تا سخنرانی فرمانده را بشنوند.

در حسینیه جای سوزن انداختن نبود. خیلی از بچه‌ها بیرون حسینیه نشسته بودند. بعد ا اسماعیل‌نژاد

وقتی ستون ما به نزدیکی موانع دشمن رسید، سرباز عراقی مجدداً ماشۀ تیربارش را کشید و به صورتِ کور شلیک کرد. چند گلوله زوزه‌کشان از کنار سروصورت من رد شد و به حسن پام، که با من دوش‌به‌دوش شده بود، اصابت کرد. گلوله‌ها صورتِ حسن را درید و بخشی از دهان و فک او را برد. زخمِ حسن کاری بود و خون داشت از جای زخم‌هایش فوران می‌کرد. او چون نمی‌توانست درد زخم را تحمل کند، برای پنهان کردن صدای ناله و فریادش آن‌قدر سرش را در آب فرو برد تا روحش پر کشید. برای اینکه جریان جزر و مد پیکرِ حسن را با خود نبرد، آقا مجید و راشاد لباسش را به سیم‌های خاردار وصل کردند تا نیروهای ساحل‌شکن او را با خود به عقب برگردانند. اما جزر و مد آب اروند پیکرش را برای همیشه با خورد برد. 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *