به بهانه انتشار کتاب «سخت اما شیرین» و روایت شهناز اشکیان؛ همسر سردار مرتضی قربانی از زنانی که سالهای جنگ را در سنگر خانه و جبهه گذراندند
جنگ که شروع میشود، همیشه قرار نیست همه چیز در خط مقدم اتفاق بیفتد. بعضی جنگها در فاصله میان یک تلفن و شنیدن خبر سلامت همسر میگذرد؛ در خانهای که جای پدر برای بچهها باید پر شود، در شبی که مادر باید اضطرابش را پنهان کند تا کودکان نترسند، در روزهایی که همسر رزمنده میآید و پیش از آنکه خستگی خودش را بروز دهد، باید خستگی مردی را ببیند که از میدان نبرد برگشته است.
به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ که شروع میشود، همیشه قرار نیست همه چیز در خط مقدم اتفاق بیفتد. بعضی جنگها در فاصله میان یک تلفن و شنیدن خبر سلامت همسر میگذرد؛ در خانهای که جای پدر برای بچهها باید پر شود، در شبی که مادر باید اضطرابش را پنهان کند تا کودکان نترسند، در روزهایی که همسر رزمنده میآید و پیش از آنکه خستگی خودش را بروز دهد، باید خستگی مردی را ببیند که از میدان نبرد برگشته است. بخشی از جنگ، جایی دورتر از خاکریزها اتفاق میافتد؛ در خانه زنانی که باید نبودن را مدیریت کنند، نگرانی را تاب بیاورند و اجازه ندهند اضطراب خانه به جبهه برسد.
