می‌گفت شهادتم لَنگِ خانه و زندگی‌ام است!

فائزه براتی هنوز انگشتر عقیقی را که محمد، درست بعد از عقد، به او هدیه داده، به دست دارد. همان انگشتری که سال‌ها پیش، بعد از خواندن خطبه عقد، در گلستان شهدا دستش کرد. آن روز شاید هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند این انگشتر قرار است سال‌ها بعد یکی از معدود یادگارهای مردی باشد که پیکرش پس از شهادت در جنگ ۱۲ روزه، با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد.

روایت «فائزه براتی»؛ همسر شهید «محمد براتی» از زندگی مشترک، دلبستگی‌های همسرش به جهاد و فرهنگ و آخرین روزی که دیگر به خانه برنگشت

فائزه براتی هنوز انگشتر عقیقی را که محمد، درست بعد از عقد، به او هدیه داده، به دست دارد. همان انگشتری که سال‌ها پیش، بعد از خواندن خطبه عقد، در گلستان شهدا دستش کرد. آن روز شاید هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند این انگشتر قرار است سال‌ها بعد یکی از معدود یادگارهای مردی باشد که پیکرش پس از شهادت در جنگ ۱۲ روزه، با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد.

می‌گفت شهادتم لَنگِ خانه و زندگی‌ام است!

به گزارش اصفهان زیبا؛ فائزه براتی هنوز انگشتر عقیقی را که محمد، درست بعد از عقد، به او هدیه داده، به دست دارد. همان انگشتری که سال‌ها پیش، بعد از خواندن خطبه عقد، در گلستان شهدا دستش کرد. آن روز شاید هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند این انگشتر قرار است سال‌ها بعد یکی از معدود یادگارهای مردی باشد که پیکرش پس از شهادت در جنگ ۱۲ روزه، با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *