نویسنده:دریاقدرتی پور/«ماهی ۵۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قسط؟ کل حقوق من و همسرم روی هم به 45 میلیون تومان هم نمی رسد. تازه اگر این پول را هم بدهند، با ۲ میلیارد تومان در همین محله حتی نمی توانم پولِ پیشِ یک آپارتمانِ سالخورده را بدهم.» اینها را «علیرضا» می گوید؛ یک معلم ادبیاتِ ۴۲ ساله اصفهانی، ایستادهایم پشت شیشه یک بنگاه املاک در خیابان «میرزا طاهر». نورِ زردِ چراغ خوابهای داخل بنگاه، افتاده روی برگه های آچهارِ چسبیده به شیشه. علیرضا به صفرهایِ طولانی قیمتها خیره شده و تلخ لخند می زند. همسرش پرستار یکی از بیمارستانهای دولتی اصفهان است. آنها با دو فرزند، نماینده عریانِ همان طبقه متوسطی هستند که طرحهای کلانِ مسکن، ظاهراً برای نجات آنها نوشته می شود.
