حکایتی از چشم‌انتظاری مادران شهدای مفقودالاثر

هر گوشه‌ای از این شهر و محله‌هایش نشانی از لاله‌های سرخی دارد که در حال فراموشی هستند. کسانی که تنها نامی از آن‌ها باقی مانده‌ است.

روایتی از شهید زلف‌علی نظری از زبان برادرش

هر گوشه‌ای از این شهر و محله‌هایش نشانی از لاله‌های سرخی دارد که در حال فراموشی هستند. کسانی که تنها نامی از آن‌ها باقی مانده‌ است.

حکایتی از چشم‌انتظاری مادران شهدای مفقودالاثر

به گزارش اصفهان زیبا؛ هر گوشه‌ای از این شهر و محله‌هایش نشانی از لاله‌های سرخی دارد که در حال فراموشی هستند. کسانی که تنها نامی از آن‌ها باقی مانده‌ است. آن‌ها که روزی جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم میهن، اسلام و کشور کردند؛ اما حالا حتی روایتگری برای روایت‌هایشان وجود ندارد؛ پدران و مادرانی که یک عمر چشم‌انتظار آمدنشان بودند و در همین چشم‌انتظاری از دیار فانی دنیا رخت بربستند. شهید زلف‌علی نظری یکی از این شهیدان است که انتظار پدر و مادر برای گرفتن خبری از او هیچ وقت به پایان نرسید.
برادر شهید درباره او می‌گوید که شهید زلف‌علی متولد ۱۳۴۵ بود و پسر سوم خانواده. او در خانواده‌ای با سه خواهر و سه برادر بزرگ شد و بسیار زحمت‌کش و سخت‌کوش بود. او ادامه می‌دهد: «پدرمان کارگر ساختمان بود و همیشه با زحمت سعی می‌کرد روزی حلال برایمان بیاورد.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *