«بو، صدا و لامسه»؛ زندگی با چشمان بازِ بسته

پُشت آن مردمک های ساکن و ساکت که خیره شده اند به محلی نامعلوم، «فریبا» کلی رنگ می بیند، دست می کشد به کُرک های آویخته بر دار قالی، می شمارد و خفت می زند. رنگ ها منظم کنار هم چیده شده اند و از بین آنها اسلیمی تازه ای سربرآورده است.

پُشت آن مردمک های ساکن و ساکت که خیره شده اند به محلی نامعلوم، «فریبا» کلی رنگ می بیند، دست می کشد به کُرک های آویخته بر دار قالی، می شمارد و خفت می زند. رنگ ها منظم کنار هم چیده شده اند و از بین آنها اسلیمی تازه ای سربرآورده است.

منبع  : پایگاه خبری عصر اصفهان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *