برچسب بو، صدا و لامسه

«بو، صدا و لامسه»؛ زندگی با چشمان بازِ بسته

پُشت آن مردمک های ساکن و ساکت که خیره شده اند به محلی نامعلوم، «فریبا» کلی رنگ می بیند، دست می کشد به کُرک های آویخته بر دار قالی، می شمارد و خفت می زند. رنگ ها منظم کنار هم چیده شده اند و از بین آنها اسلیمی تازه ای سربرآورده است.