پنجشنبه 10 تير 1395 19:27 ساعت

دموکراسی و ارادهی ملّی و خواست عمومی یک امر مطلق و رها نبوده و نیست بلکه دموکراسی بدون «تقیّد به یک مکتب»، نمیتواند در عالم خارج تحقق پیدا کند. در غرب نیز فلسفهی دموکراسی به دنیاپرستی و نظام سرمایهداری مقیّد شده و مردم به کسانی رأی میدهند که از هر راهی، زندگی مادّی بهتری را برای آنان فراهم آورند. بنابراین دموکراسی غربی بر خلاف ادعاهای دروغین خود به مقابله با حرکت مردمی برخاست که آخرتگرایی و استقلال اسلامی را بمثابه مکتب خود تلقّی میکنند.
گروه معارف – رجانیوز: سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی همزمان با ایام ماه مبارک رمضان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار میشود.
به گزارش رجانیوز، سلسله نشستهای گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار میشود.
این نشستها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار میشود و شرکت در این برنامه برای عموم مردم آزاد است.
یکی از ویژگیهای این سلسله نشستها دوطرفه بودن آن است، به نحوی که حضار در هر جای بحث میتوانند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
در ادامه خلاصه و مهمترین محورهای جلسه دهم سلسله نشستهای «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر میگذرانید:
1. برای آنکه بحث گذشته پیرامون مواجهه فلسفه دموکراسی و عرف سیاسی جهان با مشی سیاسی حضرت امام خمینی(قدسسره) روشنتر شود، باید به این مسأله توجه کرد که پس از رنسانس، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی روی کره زمین متحوّل شد. از جمله در عرصه نظامی، قدرت ماشین جنگی توسعه پیدا کرد و بالتبع غرب به لشگرکشی به نقاط مختلف زمین برای استعمار روی آورد و با شعار آبادانی، به غارت اموال و منابع ملّتها در طول دهههای متمادی پرداخت. از اینرو رشد سختافزاری در تمدّن مدرن، بسیاری از مناطق جهان را به کشورهای مستعمره تبدیل کرد و امپراطوری اسلامی که قطب قدرت در جهان بود، توانایی مقاومت را از دست داد و فروپاشید و به پنجاه و چند کشور تجزیه شد و قدرت از شرق به غرب منتقل گردید. اما پس از پیشرفت صنعتی در غرب و تکمیل ریاضیات و منطقی که موجب تسخیر طبیعت میشد، توسعهی نرمافزاری به معنای رشد علوم انسانی و اجتماعی نیز محقق گردید و در نتیجهی آن، کار به تسخیر طبیعت منحصر نماند بلکه نیروی انسانی جدیدی نیز در تمدّن مدرن تربیت شد. این تحوّلات نرمافزاری به تدریج، استفاده از قدرت نظامی برای استعمار را منسوخ کرد زیرا با تربیت نیروی انسانی از ملّیتهای مختلف توسط غرب، منافع و منابع مورد نیاز قابل دسترسی بود و با کنار گذاشتن فرمانداران نظامی در مستعمرات، نیروهای تحصیلکردهی بومی بمثابه تربیتیافتگان غرب، با آراء مردم روی کار میآمدند و حکومتهای به ظاهر آزاد و دموکراتیک شرقی یا غربی تشکیل میدادند و ادعای دستیابی ملّتها به آزادی و حقوق بشر در تمدّن مدرن مطرح میشد. اما این در واقع بدان معنا بود که «استعمار علنی» به «استعمار پنهان» تبدیل شده است.
