
شیرین و همسرش فرهاد که هر دو پزشک هستند به دلیل برخی از اختلافات قصد دارند از یکدیگر طلاق بگیرند، اما آسیب دیدگی فرزند آنها که در اردوی مدرسه اتفاق می افتد، عموی شیرین را که سرپرستی وی را نیز عهده دار است به اهواز می کشاند، او از موضوع جدایی شیرین از همسرش بی اطلاع است و آنها نیز زندگی خود را عادی جلوه می دهند، لذا شیرین در صدد است عمویش متوجه موضوع جدایی و طلاق آنها نشود که در این بین حوادث جذابی اتفاق می افتد که منجر به بازگشت آرامش به این خانواده می شود.
