سبک زندگی 1386
در این فیلم نگاهی طنز به مسائلی از قبیل مهریه نقش سالمندان در ازدواج، تقابل سنتهای قدیم و جدید ، عواقب مهریه های سنگین ، انتخاب مناسب ، تحقیق در ازدواج و بسیاری موضوعات دیگر مرتبط با ازدواج شده است ...
در این فیلم نگاهی طنز به مسائلی از قبیل مهریه نقش سالمندان در ازدواج، تقابل سنتهای قدیم و جدید ، عواقب مهریه های سنگین ، انتخاب مناسب ، تحقیق در ازدواج و بسیاری موضوعات دیگر مرتبط با ازدواج شده است ...
دو جوان مشهدی جنوب شهری بر سر یک کبوتر قیمتی اختلافهایی دارند، این اختلافها موجب شکل گرفتن داستان فیلم می شود....
شیرین و همسرش فرهاد که هر دو پزشک هستند به دلیل برخی از اختلافات قصد دارند از یکدیگر طلاق بگیرند، اما آسیب دیدگی فرزند آنها که در اردوی مدرسه اتفاق می افتد، عموی شیرین را که سرپرستی وی را نیز عهده دار است به اهواز می کشاند، او از موضوع جدایی شیرین از همسرش بی اطلاع است و آنها نیز زندگی خود را عادی جلوه می دهند، لذا شیرین در صدد است عمویش متوجه موضوع جدایی و طلاق آنها نشود که در این بین حوادث جذابی اتفاق می افتد که منجر به بازگشت آرامش به این خانواده می شود.
خرابه معروف شام در کنار قصر سبز یزید، مدتی از رفتن اسرا از شهر میگذرد و مسیولین حکومتی برای خرید آن خرابه به نزد «آسیه» پیرزن صاحب ویرانه میآیند. «آریحا» دختر کوچک نصرانی که یتیم است و نزد عمویش «یوحنا» که تاجر جوانی است به آنجا رفت و آمد دارد و با همبازی خود در حجرهای مشغول بازی است. مأمورین حکومت در هنگام حضور در خرابه با «حمیده» یکی از غسالههای شهر که همدم «آسیه» است و «یوحنا» برخورد میکنند و ...
وسوسه های سیامک افراطی، دردی از طاهای وسواسی دوا نمی کند اما وقتی سیامک زرنگتر از خودش را می بیند چاره دردش…
شهرام و سیامک از یک سری بچه های کار سرپرستی میکنند اما آنها برای به دست آوردن نیازهایشان دست به یکسری کارها میزنند که…
دو دختر از بچه گی با یکدیگر دوست صمیمی هستند و با هم بزرگ شده اند. ولی حالا یکی از دوستان دچار ناراحتی قلبی شده و ...
داستان ویلای من دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است بهزودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آنها فوت کردهاند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او میباشد که بهطور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار میکنند متوجه این ماجرامیشوند و تصمیم میگیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.