تئوريزه شدن اخلاق از طريق درگيری عقلانيت تفقه با عقلانيت مُدرن؛ مبنای «راهکار دراز‌مدت» برای برون رفت از ناهنجاری‌ها

باید بر اساس عقلانیت نوّاب عامّ به جنگ عقلانیت مدرنیته رفت که این جنگ باعث می‌شود علاوه بر تولید علوم کاربردی جایگزین، زمینه برای طراحی تکنولوژی جدید و کنار گذاشتن تکنولوژی موجود ـ که بستر شهوت است ـ فراهم شود تا فنّ‌آوری به بستری برای عبادت تبدیل گردد. البته در دوران گذار و برای راهکار کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت باید از تکنولوژی روز استفاده کرد و نمی‌توان به سرعت از آن فاصله گرفت، اما در راهکار درازمدّت و در صورت تشکیل یک تمدّن نوین الهی قبل از ظهور، عبادت به تکنولوژی متناسب با خود نیازمند خواهد بود.
سه شنبه 13 مهر 1395 09:24 ساعت

باید بر اساس عقلانیت نوّاب عامّ به جنگ عقلانیت مدرنیته رفت که این جنگ باعث می‌شود علاوه بر تولید علوم کاربردی جایگزین، زمینه برای طراحی تکنولوژی جدید و کنار گذاشتن تکنولوژی موجود ـ که بستر شهوت است ـ فراهم شود تا فنّ‌آوری به بستری برای عبادت تبدیل گردد. البته در دوران گذار و برای راهکار کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت باید از تکنولوژی روز استفاده کرد و نمی‌توان به سرعت از آن فاصله گرفت، اما در راهکار درازمدّت و در صورت تشکیل یک تمدّن نوین الهی قبل از ظهور، عبادت به تکنولوژی متناسب با خود نیازمند خواهد بود.

باید بر اساس عقلانیت نوّاب عامّ به جنگ عقلانیت مدرنیته رفت که این جنگ باعث می‌شود علاوه بر تولید علوم کاربردی جایگزین، زمینه برای طراحی تکنولوژی جدید و کنار گذاشتن تکنولوژی موجود ـ که بستر شهوت است ـ فراهم شود تا فنّ‌آوری به بستری برای عبادت تبدیل گردد. البته در دوران گذار و برای راهکار کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت باید از تکنولوژی روز استفاده کرد و نمی‌توان به سرعت از آن فاصله گرفت، اما در راهکار درازمدّت و در صورت تشکیل یک تمدّن نوین الهی قبل از ظهور، عبادت به تکنولوژی متناسب با خود نیازمند خواهد بود.
گروه معارف – رجانیوز: سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی هم‌زمان با ایام ماه مبارک رمضان و شوال، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار شد.
 
به گزارش رجانیوز، سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار شد.
 
این نشست‌ها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار شد.
 
از ویژگی‌های این سلسله نشست‌ها دوطرفه بودن آن بود، به نحوی که حضار در هر جای بحث می توانستند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
 
در ادامه خلاصه و مهم‌ترین محورهای جلسه سی‌ و چهارم و پایانی سلسله نشست‌های «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر می‌گذرانید:
 
1. چند محور از محورهای مدل اداره‌ی غربی بود که با راهکار میان‌مدّت، ناهنجاری‌های ناشی از این محورها رفع می‌شود. به عنوان نمونه، انگیزش اجتماعی از طریق تنوّع‌گرایی در زندگی، موجب جریان خُلق حرص در جامعه می‌شد که در مقابل آن، انگیزش انقلابی و مذهبی مطرح گردید. این انگیزش، یک مقوله‌ی اصیل و کاملاً واقعی است زیرا امّت محمّدوآل‌محمّد صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین با سابقه‌ای هزار و چهارصد ساله، امروز از زندگی چریکی خارج شده و تولّی خود به حقائق دینی را در سطح تشکیل یک جامعه و حکومت نشان داده است و از این‌رو برای ساماندهی بخش اقتصاد باید به این انگیزش عمیق و حقیقی تکیه کرد. محور بعدی، مکانیزم عرضه و تقاضای مادّی بود که توسط بخش خصوصی و از طریق تضمین سود سرمایه، انحصارات و… هدایت می‌شد. در مقابل، مدیریت صنایع مادر و تکنولوژی برتر به بخش دولتی انقلابی واگذار می‌شود که به جای الگوی درآمد طبقاتی و مبتنی بر خُلق حسد، از الگوی درآمد انقلابی و مبتنی بر خُلق ایثار تبعیت می‌کند.
 
همچنان‌که تکنولوژی متوسط به بخش وقف سپرده می‌شود و بخش خصوصی نیز باید فعالیت‌های خود را به تکنولوژی خُرد معطوف کند. در نتیجه، مکانیزم عرضه و تقاضا به نحو اخلاقی و در قالب توسعه‌ی خیرات شکل می‌گیرد و نظام سرمایه‌داری بر آن تسلط پیدا نمی‌کند. یعنی هدایت قیمت‌ها توسط بخش دولتی و فرهنگ انقلابی، هدایت اشتغال توسط بخش وقف (تعاونی) و هدایت به‌زیستی و رفاه توسط بخش خصوصی انجام می‌شود. محور دیگر در مدل اداره‌ی غربی، شرکت و بانک و برنامه‌های توسعه بود که جایگزین آن، «ساختارهای عظیمه، کریمه و رحیمه» در بخش وقف است و تسهیلات پشتوانه‌ی این بخش قرار می‌گیرد تا اقتصاد در یک کشور اسلامی با تکاثر و تفاخر و استکبار پیوند نخورد. البته در این صورت، قیمت تمام‌شده‌ی کالاها به صورت نسبی افزایش می‌یابد اما کرامت انسانی حفظ می‌شود و مهمتر از آن، زندگی جدیدی پدید می‌آید که آرامش و تعادل و رشد را به ارمغان می‌آورد و سیستم اقتصادی به جای آن که مردم را به بیگاری و بردگی بکشد، خود به یک مقوله‌ی مردمی تبدیل می‌شود. پس با تحقق راهکار میان‌مدّت و تغییرات ناشی از آن، سیستم‌های «مکانیکی، برق‌رسانی و سوخت‌رسانی» در ماشین مدل اداره‌ی غربی، تابع جهت‌گیری الهی خواهند شد و راه اقتصاد مقاومتی از راه اقتصاد غربی جدا می‌شود؛ گرچه در این وضعیت، هنوز «تولید نیاز» از روند متداول و قبلی در جهان تبعیت می‌کند.
 
2. اما برای تبیین راهکار درازمدّت ذکر این نکته ضروری است که پیروزی انقلاب اسلامی بمثابه یک انقلاب سیاسی، حاصل یک نهضت  پانزده ساله از سال 1342 تا سال 1357 نیست بلکه ریشه در حرکتی صدوپنجاه ساله دارد که از فتوای میرزای شیرازی و نهضت تنباکو آغاز شده و با گذر از قیام مشروطه و مبارزات شهید مدرس و نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، به پیروزی در 22 بهمن منتهی شده است. یعنی فقهای عظام شیعه و متدیّنین در طول سالیان دراز، ریاضت‌های سنگینی را متحمل شدند و این راه نورانی را سینه به سینه به آیندگان منتقل کردند تا سرانجام به موفقیتی بزرگ نائل شدند. راهکار درازمدّت برای عبور گفتمان انقلاب از چالش‌ها نیز باید در همین مقیاس مورد ملاحظه قرار گیرد. در واقع فعالیت فکری و مجاهده‌ی فرهنگیِ متناسب با انقلاب سیاسی، از سال 1348 در درس خارجِ «حکومت اسلامی» و با درخواست حضرت امام از فضلای حوزه برای تبیین ابعاد حکومت اسلامی شکل گرفت و مرحوم استاد علامه سیدمنیرالدین حسینی‌الهاشمی در پاسخ به این استنصار فکری، حرکت علمی خود را برای پشتیبانی از انقلاب اسلامی آغاز کرد.
 
امروز و پس از گذشتِ نزدیک به پنجاه سال از آن زمان، این تلاش‌ها منجر به تولید یک دستگاه تحلیلی نوین شده که می‌تواند به صورت استدلالی از قیام و مدیریت حضرت امام دفاع کند و نظامی از علوم کاربردی ارائه نماید که با مقاومت در برابر فرهنگ مدرنیته، راه برون‌‌رفت از چالش‌های موجود را به نظام اسلامی هدیه کند و این دستاورد در قالب سه منطقِ  «علم اصول فقه احکام حکومتی»، «معادلات کاربردی» و «مدل اداره» قابل ارائه است. یعنی تولید «علم اصول فقه احکام حکومتی»، ظرفیت حوزه‌های علمیه را به سطح حکومت و تمدّن ارتقاء می‌دهد و باعث می‌شود تا هدایت روند «تولید علوم و معادلات کاربردی» در دانشگاه‌ها، در اختیار مکتب قرار بگیرد و با تغییر پیش‌فرض‌ها و تئوری‌ها و کنترل‌های حسّی، زمینه برای اداره‌ی جامعه بر مبنای افزایش قدرت اسلام به جای ارتقاء مقیاس شهوت فراهم گردد. گرچه این دستگاه تحلیلی در گذشته، برای تدوین قانون اساسی و بازنگری آن مشاوره‌هایی به نظام اسلامی ارائه کرد اما امروز به ظرفیتی رسیده که می‌تواند این مشاوره را در سطح چشم‌انداز، سیاست‌های کلّی برنامه، برنامه‌های توسعه و برنامه‌های سالانه نیز تکرار کند. 
 
البته باید توجه داشت که در رنسانس، حرکت فکری تقریباً دویست سال بعد از حرکت سیاسی (شکل‌گیری انقلاب بر مبنای فلسفه‌ی دموکراسی در فرانسه) آغاز شده و پس از آن، حدود دویست سال دیگر گذشته تا در اوایل قرن بیستم، تبدیل کیف به کمّ و کمّ به کیف توسط انیشتین واقع شده است. یعنی کامل‌شدن دستگاه نوین منطقی در غرب حدود سیصد تا چهارصد سال زمان بُرده و نتیجه‌ی این ریاضت‌ها، امپراطوری سیاسی (سازمان ملل) امپراطوری علمی (دانشگاه‌ها و آکادمی‌ها و دائره‌المعارف‌ها) و امپراطوری تکنولوژی و کالا (تجارت جهانی) است. این در حالی است که سفارش تحقیقات علمی برای انقلاب اسلامی در سال 1348 انجام شده و این قیام فکری برای انقلاب فرهنگی، نه تنها صدها سال بعد از پیروزی انقلاب سیاسی بلکه نُه سال قبل از پیروزی آن آغاز شده است. در واقع شروع و تکمیلِ تلاش فکری و فرهنگی برای انقلاب اسلامی که به تولید یک ادبیات کاربردی به عنوان هماورد ادبیات کاربردی مدرنیته منتهی گردید، در مدّتی خارق‌العاده یعنی در حدود پنجاه سال محقق شده که با ریاضتی که کفار برای این مرحله متحمل شده‌اند، قابل مقایسه نیست. البته این حرکت به پایان نرسیده و باید ادامه پیدا کند اما دستیابی به ظرفیت مشاوره در سطوح پیش‌گفته، یک دستاورد بزرگ محسوب می‌شود و سلسله مباحثی که در این نشست‌ها مطرح شد نیز حاصل این فعالیت پنجاه ساله است.
 
3. بر اساس آنچه گذشت، سه مأموریت اصلی مطرح می‌شود: «گفتمان‌سازی» که موجب ارتقاء سطح فرهنگ عمومی از طریق رسانه می‌شود؛ «تربیت نیروی انسانی نخبگانی» که به ساخت بانک اطلاعات منجر می‌گردد و «ساخت ماشین‌های اداره به تناسب شرایط» باعث تئوریزه‌شدن اندیشه و رفتار حضرت امام و مقام معظم رهبری در گذشته، نگاهی نوین به شرایط کنونی و تولید دستگاه آماری برای آینده خواهد شد که نتیجه‌ی این حرکت و تحقق این مأموریت‌ها را می‌توان در قالب راهکار درازمدّت و به صورت خلاصه بیان کرد. لذا ابتدائاً اصول عامّ مدیریتی در دستگاه خدای متعال، انبیاء، ائمّه‌ی معصومین و علماء ذکر شده و سپس خصوصیات و ویژگی این اصول در دوره‌ی غیبت تشریح می‌شود تا تکلیف امّت دینی در برابر هجمه‌ی همه‌جانبه‌ی تمدّن و فرهنگ مدرن مشخص گردد:
 
اولا باید توجه داشت که نحوه‌ی ورود هر انسان در این دنیا ناشی از رفتاری است که در عالم ذرّ داشته و متناسب با آن رفتار، با وصف ایمان یا کفر یا نفاق به دنیا خواهد آمد؛ یعنی یا از پدرو مادری مؤمن زاده خواهد شد یا از والدینی کافر یا منافق متولّد می‌شود. سایر خصوصیات انسان نیز از قبیل ویژگی‌های روحی و فکری و جسمی او و والدینش، به فاعلیتی که در عالم ذرّ داشته و محاسبات پیچیده در علم الهی، باز می‌گردد و هیچ‌یک جبراً واقع نمی‌شود؛ گرچه اشخاص به دلیل ورود به این عالَم، نسبت به رفتار خود در عالم ذرّ دچار نسیان شده باشند. پس انسان از دوره‌ی تشکیل نطفه تا رسیدن به سنّ بلوغ، تحت سرپرستی و جهت‌گیری تربیتیِ پدر و مادری است که یا مومن، یا منافق و یا کافرند که این اوصاف نیز دارای درجات مختلف هستند.
 
 اما پس از طیّ این مقدّمات و با فرا رسیدن سنّ بلوغ، خدای متعال سه قوّه‌ی «اختیار»، «عقل» و «زادولد» را به انسان اعطاء می‌کند. این قوا وسیله‌ای است تا انسان بتواند در این دنیا از فاعلیت خود در عالم ذرّ و تربیت و سرپرستی والدین خارج شود یا اگر خواست همان وضعیت قبلی را تداوم بخشد. یعنی کسی که تحت سرپرستی والدین مؤمن بوده، بعد از بلوغ می‌تواند جهت کفرآمیز را اختیار کند یا کسی که با تربیت پدر و مادر کافر رشد یافته، بعد از بلوغ می‌تواند جهت ایمانی را برگزیند.  پس با اعطاء این سه قوّه به انسان، دار امتحان و تکلیف آغاز می‌شود و معنای این اعطاء آن است که وُلات و سرپرستانِ فرد در حال تغییر است و انسان سرپرستی خود را از پدر و مادر به وُلات اجتماعی واگذار می‌کند که این ولات، یا ائمّه‌ی کفر و یا ائمّه‌ی ایمان هستند. یعنی اگر انسان سرپرستی خود را به حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه بسپارد، زندگی نورانی را آغاز خواهد کرد و الا ائمّه‌ی کفر و نفاق، سرپرستی انسان را به عهده می‌گیرند.
 
پس نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک دستگاه دینی که به دنبال تولید و بکارگیری یک مدل اداره‌ی الهی است و برای طیّ صراط مستقیم، به بهره‌گیری از نور حضرت ولی‌عصر از طریق نوّاب عامّ اعتقاد دارد، نسبت به این نعمات الهی مسئول است و باید موضوع کار خود را ولایت بر «اختیار» و «عقلانیت» و «جسم» انسان قرار دهد. در همین راستا تهذیب اراده و اختیار انسان، وابسته به «زیارت» است چرا که از طریق زیارت می‌توان اراده و روح و نظام حساسیت‌ها را به ولایت اهل‌بیت سپرد و تحت سرپرستی این بزرگواران، روح را تزکیه کرد.
 
عقلانیت انسان نیز از طریق «تلاوت قرآن» نورانی می‌شود و تدبر در قرآن است که زمینه‌ی عبادت عقل را فراهم می‌کند و جسم انسان نیز با انجام عبادات (مانند نماز و روزه و حجّ) تطهیر می‌شود. البته این سه امر مستقلّ از هم نیستند و با یکدیگر ترکیب می‌شوند. لذا نظام اسلامی قبل از هر چیز، مسئول ارتقاء توانمندی‌های نورانی و معنوی شهروندان خود است و برنامه‌ریزی و تولید مدل را باید با این هدف انجام دهد.
 
4. در همین رابطه، افراد در صورت پذیرش دستگاه خدای متعال، عبادت را آغاز می‌کنند که مظهر آن، نماز است. نماز افراد بمثابه نهری از  معنویت است که با ادای نماز به صورت جماعت، مساجد را به رودخانه‌هایی از معنویت تبدیل می‌کند. سپس این رودخانه‌ها در نمازهای جمعه به هم می‌پیوندند و دریاچه‌هایی از معنویت را شکل می‌دهند. با آغاز ماه مبارک رمضان، محیطی برای تبدیل معنویت به هویت اصلی شهروندان فراهم می‌شود که لازمه‌ی آن، کنترل هوای نفس از درون و کنترل ابلیس در بیرون است. لذا خدای متعال به مدّت یک ماه، ابلیس را در غل و زنجیر می‌کند و انسان در این ماه مبارک، در مقابل هوای نفس خود قرار می‌گیرد و با انجام اعمال عبادی که فرهنگ ائمّه‌ی معصومین است، طواف بر محور اهل‌بیت را تمرین می‌کند و در این رابطه پرورش می‌یابد. در نتیجه، ماه مبارک رمضان باعث سوزاندن و از بین‌رفتن گناهان می‌شود و با زلال‌شدن اختیارات امّت اسلامی، عید فطر و نماز عید دریایی از معنویت را پدید می‌آورد که جوائز و عطایای معنوی را نصیب مومنین می‌کند. سپس ماه ذی‌حجه فرا می‌رسد و در پی پرورش‌های معنوی در ماه ضیافت‌الله، ضیوف الرحمان و میهمانان خدا با کسب استطاعت برای حجّ، میزان قدرت و کارآمدی اسلام و مسلمین را در این کنگره‌ی عظیم معیّن می‌کنند و وارد صحنه‌ی عملیات می‌شوند و با تشکیل اقیانوس معنویت، به درگیری با نهرها و رودها و دریاها و اقیانوس‌های ظلمات می‌پردازند که جامعه و حاکمیت و تمدّن کفر را تشکیل داده‌اند. لذا حضرت ولی‌عصر به عنوان پرچمدار توحید هر سال در مناسک حجّ شرکت می‌کنند و مؤمنین تمرین‌هایی را که برای طواف بر محور ولایت در ماه رمضان انجام داده‌اند، در این میدان عملی بکار می‌گیرند و همراه با امام‌زمان وارد معرکه‌ی درگیری با ابلیس می‌شوند که این امر با دستگیرشدن ابلیس در روز عرفه و رمی او در صبح روز عید به عنوان یک عبادت حقیقی ـ و نه نمادین ـ تحقق می‌یابد تا به برکت پیامبر رحمت، فرصت بازگشت و توبه برای آن رجیم لعین فراهم شود. لذا روزه‌ی ماه مبارک رمضان و مناسک حجّ قبل از بعثت نبی‌اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله مخصوص به انبیاء الهی بوده و اولین بار در دین محمّدی بوده که این دو عبادت بزرگ برای امّت دینی تشریع شده است. البته توضیح مفصل پیرامون ماه مبارک رمضان و مناسک حجّ در سلسله مباحث دیگری مطرح شده است. 
 
بر این اساس، عبادت و تقرّب در «دار بلاء» ـ که مصیبت‌های موجود در آن، ناشی از فشارهای دستگاه کفر و نفاق است ـ بمثابه موضوع نظامات الهی قرار می‌گیرد و لذا مدل اداره‌ی جامعه به صورت اساسی دگرگون می‌شود. البته خداوند متعال به دلیل غنای مطلق خود، بهترین نعمات خود را برای بهترین بندگان خود خلق کرده و اراده کرده تا مخلوقاتش در اوج لذت و بهجت و آرامش و انبساط قرار گیرند و هدف او از خلقت، رنج و محنت مخلوق نبوده است چرا که انتساب چنین هدفی حتی به مخلوق، امری غیرعقلانی به شمار می‌رود. اما انسان و جنّ با بستن عهد و پذیرش امانت، به دنبال سطح بالاتری از بهجت و لذّت بوده‌اند که در بهشت رقم خواهد خورد. یعنی لازمه‌ی این سطح از نعمت، زندگی همراه با اختیارات منفی و اهل کفر و طغیان در این دنیاست اما رد شدن در این امتحان، سقوط در جهنم را در پی دارد.
 
لذا آسمان و زمین و کوهها و سایر مخلوقات به دلیل ترس از مردود شدن و گرفتاری در جهنم، از قبول این عهد و امانت سرباز زدند. امروز نیز مصیبت‌ها و بلاهایی که توسط فرهنگ مدرنیته و علوم و تکنولوژی آن متوجه امّت دینی شده، به دلیل دنیاپرستی در تمدّن مدرن و کنار گذاشتن مفاهیمی چون عدل و ظلم و هوی و تقوی و اخلاق و آخرت است. بشریت نیز فریب این زندگی را خورده و حاضر شده در برابر مظالم آن سکوت کند و در جنگ‌های آن مشارکت نماید و برای دستیابی به شهوات، وجدان عدالت‌خواه و صلح‌طلب خود را زیر پا بگذارد و بر دنیا و آثار مادّه سجده کند. به همین دلیل، مرد میدان مبارزه با اهل طغیان، انبیاء و اولیاء الهی هستند که از سوی خدا برای این کارزار انتخاب و واسطه شده‌اند تا با فداکاری‌های خود، رحمت الهی را جلب کنند و مردم را از مهلکه‌ها عبور دهند و به عنوان قهرمانان توحید شناخته شوند.
 
 5. بنابراین اگر قرار است نظام جمهوری اسلامی یک مدل جدید را برای اداره‌ی جوامع ارائه دهد و به سوی تمدّن نوین اسلامی حرکت کند، باید این کار بر اساس حدود اولیه‌ی دینی و مکتبی انجام شود که مطالب فوق ـ که به دلیل محدودیت زمانی به صورت بسیار فشرده بیان شد ـ می‌تواند چنین چارچوبی را فراهم کند و در نتیجه‌ی آن، سال برنامه‌ریزی و ماه و هفته و روز و ساعتِ متناسب با آن، سال و ماه و روز و ساعتِ قمری خواهد بود و آغاز فعالیت روزانه، به زمان طلوع آفتاب وابسته است و روز جمعه به عنوان روز تعطیل معیّن می‌شود و مبنای تصمیم‌گیری در این موضوعات، محاسبه‌ی صرفه‌ی اقتصادی در هماهنگی با قطب‌های توسعه و کشورهای صنعتی نخواهد بود.
 
همچنان که جغرافیای کشور از یک جغرافیای مادّی به یک جغرافیای ایمانی تبدیل می‌شود و آمایش سرزمین نیز بر مبنای انسجام ایمانی در درون و پیوندهای ایمانی با بیرون شکل می‌گیرد. یعنی گرچه هر نوع ارتباط خارجی حلال برای آحاد مکلّفین بلااشکال است اما ارتباط سیاسی و فرهنگی و اقتصادیِ یک حکومت دینی با دنیای خارج باید حاوی پیام الهی داشته باشد که این امر به معنای «مهندسی فرهنگی» برای ارتباط با دنیاست. تمدن کفرآمیز مدرنیته نیز برای تمامی ارتباطات خود دارای مهندسی فرهنگی است و هر ارتباط اقتصادی که به سجده بر هوای نفس و توسعه‌ی شهوات منجر نشود، در دستگاه غرب امضا نمی‌شود که این امر از طریق طراحی چشم‌اندازها و استراتژی‌ها و هدف‌گذاری‌های کمّی و کیفی و اصرار بر تحقق تمامی اهداف انجام می‌‌شود و تخطّی از استراتژی‌ها مطلقاً پذیرفته نمی‌شود. لذا آمایش سرزمین در اقتصاد متداول برای هماهنگ‌شدن با روند تولید ثروت در منطقه و جهان است.
 
 همچنین در رویکرد غربی، متغیر اصلی در میان قوای سه‌گانه، قوّه‌ی مجریه است و بالاترین اختیارات مربوط به رییس‌جمهور است و قضا و تقنین باید بر این محور گردش کنند. البته در نظام جمهوری اسلامی، قوّه‌ی مجریه به ولایت فقیه مشروط شده اما در مدل اداره‌ی مطلوب، دستگاهی بمثابه متغیر اصلی قرار می‌گیرد که موجب ایجاد وجدان و اخلاق شود؛ یعنی این منزلت مربوط به قوّه‌ی قضائیه است که با دستگاه رهبری ترکیب شده است. قوّه‌ی قضائیه در وضعیت فعلی، نقشی سلبی در حفاظت از وجدان عمومی و مجازات متخلفین دارد اما نقش اثباتی در این زمینه بر عهده‌ی ولی‌فقیه است که مرکز جریان اخلاق الهی در جامعه است. در دستگاه الهی، حتی به اهل کفر و نفاق هم رحم می‌شود اما کفار و منافقین حتی به شهروندان و مدیران خود هم رحم نمی‌کنند و آنان را در پای منافع ثروتمندان قربانی می‌کنند. این در حالی است که پرچمداران توحید خود را فدای همه‌ی سطوح موجود در جامعه‌ی ایمانی می‌کنند و لذا در قرآن کریم، پیامبر گرامی اسلام به تنهایی مخاطب امر الهی برای جهاد قرار می‌گیرد و سایر مؤمنان فقط به مشارکت در این عرصه تشویق می‌شوند.
 
در واقع پیامبر اکرم و ائمّه‌ی معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین سپر بلای مؤمنین در برابر عمیق‌ترین هجمه‌ها و شدیدترین ضربات هستند. هنگامی که این وضع تغییر کند و درک شیعه ارتقاء پیدا کرده و به ظرفیتی برسد که بلاگردان اولیاء الهی شود و بر محور آنان طواف نماید، آنگاه بساط کفر و نفاق از این عالَم رخت برخواهد بست.
 
خصوصیت دیگری که برای تمدّن اسلامی قبل از ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه مطرح است، این است که نواب عامّ آن حضرت، امّت دینی را به نور ولایت آن امام دعوت کنند و آن بزرگوار را بمثابه سفینه‌النجاه و علت حل ضعف‌های روحی و اخلاقی معرفی نمایند. با جاری‌شدن این حقیقت در وجود فقهای عظام شیعه، عقلانیت آنان به ظرفی برای هدایت جامعه‌ی اسلامی در دوران غیبت تبدیل می‌شود و  تکلیف و وظیفه‌ی دینی توسط دستگاه فقاهت و رهبری تعیین می‌گردد.  پس باید بر اساس عقلانیت نوّاب عامّ باید به جنگ عقلانیت مدرنیته رفت که این جنگ باعث می‌شود علاوه بر تولید علوم کاربردی جایگزین، زمینه برای طراحی تکنولوژی جدید و کنار گذاشتن تکنولوژی موجود ـ که بستر شهوت است ـ فراهم شود تا فنّ‌آوری به بستری برای عبادت تبدیل گردد. البته در دوران گذار و برای راهکار کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت باید از تکنولوژی روز استفاده کرد و نمی‌توان به سرعت از آن فاصله گرفت اما در راهکار درازمدّت و در صورت تشکیل یک تمدّن نوین الهی قبل از ظهور، عبادت به تکنولوژی متناسب با خود نیازمند خواهد بود.
 
در واقع تفاوت بین حکومت جهانی حضرت ولی‌عصر با تمدّنی که قبل از ظهور آن حضرت و بر اساس عقلانیت نوّاب عامّ پدید می‌آید، در این است که در دوران ظهور و عالَم رجعت، برای عبادت نیازی به تکنولوژی نخواهد بود بلکه کرامات و سیر ملکوتی انبیاء و اولیاء سلف به امری عمومی در میان مردم تبدیل می‌شود و اسماء الهی تحقق یافته و نیازهای مردم را تأمین خواهد کرد. لذا شاخصه‌ی تمدّن نوین اسلامی، دستیابی به تکنولوژی عبادت است که ماهیتاً با فنّ‌آوری امروز متفاوت است و خدمت‌رسانی نظامات الهی به مردم با هدف تولید ثروت انجام نمی‌شود بلکه موجب تولید معرفت و بصیرت می‌شود.
 
6. لذا شهروند مطلوب در راهکار درازمدت به کسی تعریف می‌شود که به معارف الهی احساس نیاز کند و برای تأمین آن به نماز جمعه‌ها پناه ببرد که به توزیعِ «معارف درگیری با کفر و نفاق» می‌پردازند و در یک شبکه‌ی هماهنگ به نائب عامّ و ولیّ فقیه متصل خواهند شد. به عبارت دیگر، آنچه تئوریزه می‌شود «سرمایه» نیست تا همانند جوامع مادّی، «شرکت» بمثابه «سلول جامعه» قرار گیرد و این سلول‌ها توسط «بانک» به «اندام» تبدیل شوند و سپس محاسبات سود سرمایه در «سازمان برنامه و بودجه»، «عقلانیت نظام» را بدست بگیرد و سرمایه را به یک موجود زنده و دارای حیات اجتماعی بدل نماید؛ بلکه «ایمان و اخلاق» تئوریزه می‌شود. در این صورت، «سلول اولیه» در جامعه‌ی اسلامی «خانواده» است چرا که تولید خُلق از خانه آغاز می‌شود و مادر مسئول «تولید خُلق» در خانواده است و نه خانه‌داری. سپس این سلول در «مساجد و هیئات و نمازهای جمعه» به «اندام» تبدیل می‌شود و «عقلانیت دینی» ـ که به توزیع اختیارات می‌پردازد ـ بر این اندام حاکم می‌گردد و عقلانیت دینی ریشه در «فقاهت حکومتی» و حوزه‌های علمیه‌ی مطلوب دارد.
مطالب مرتبط:

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *