پایانی بر دروغ بزرگ “مذاکره در کربلا”/ آیا امام حسین(ع) قصد مذاکره با یزید را داشت؟ / آیا کربلا و عاشورای امام حسین(ع) درس تعامل و مذاکره است؟

امام حسین(ع) در حالی «قیام» کرد و بر یزیدِ زمانِ خود «خروج» نمود که قبل از کربلا، «قادر» به مذاکره بود. تاکنون در تاریخ بشریت و حتی در میان اهل سنت، سابقه نداشته است که کربلا را به مذاکره ربط بدهند. باید مدافعین این نظر، پاسخ دهند که تاکنون کدام شخص برای مذاکره امام حسین در کربلا، اشک ریخته است؟
جمعه 23 مهر 1395 12:32 ساعت

امام حسین(ع) در حالی «قیام» کرد و بر یزیدِ زمانِ خود «خروج» نمود که قبل از کربلا، «قادر» به مذاکره بود. تاکنون در تاریخ بشریت و حتی در میان اهل سنت، سابقه نداشته است که کربلا را به مذاکره ربط بدهند. باید مدافعین این نظر، پاسخ دهند که تاکنون کدام شخص برای مذاکره امام حسین در کربلا، اشک ریخته است؟

امام حسین(ع) در حالی «قیام» کرد و بر یزیدِ زمانِ خود «خروج» نمود که قبل از کربلا، «قادر» به مذاکره بود. تاکنون در تاریخ بشریت و حتی در میان اهل سنت، سابقه نداشته است که کربلا را به مذاکره ربط بدهند. باید مدافعین این نظر، پاسخ دهند که تاکنون کدام شخص برای مذاکره امام حسین در کربلا، اشک ریخته است؟
با سلام
در دروغ بودن مذاکره داستان کربلا شکی نیست لیکن گیرم که به فرض محال مذاکره بوده، کسانی که ادعای مذاکره در کربلا دارند، از نتیجه اش شرم کنند و نگویند مذاکره.
آنانی که می گویند کربلا مذاکره بوده، مگر نمی بایست نتیجه ای می داشت؟ پس چرا امام حسین و یارانش همگی شهید شدند؟!!!
امام حسین(ع) هیچگاه با دشمنانش مذاکره نکرد چه با عمر سعد و چه یزید و دیگران.آدمهای بی هویت و بی خاصیت که برای توجیه کارشان به امام حسین (ع) تهمت می زنند باید بدانند که فردای روز قیامت باید باید باید جواب مادرشان را بدهند که چرا چنین سخنان بی پایه و اساسی را مطرح کردند. فردای قیامت دیگر الان نیست که هر کاری که بخواهند با ملت مظلوم ایران بکنند و هر دروغی را که متصور می شوند به زبان می آورند.
ما هم فردای قیامت یقه آنان را خواهیم گرفت که چرا در حق ما ظلم کردند و چرا به امام مظلوم ما تهمت روا داشتند.
این هم شاهد تاریخی برای آقای سروش از پشت #بلندگوی تاریخ:
در کتاب مقتل الحسین خوارزمی از علمای اهل سنت، به صراحت به نصیحت و اندرز امام حسین به عمرسعد، اشاره و امام به وی پیشنهاد می دهد که به ایشان بپیوندد و لشکر یزید را رها کند:
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام لِابنِ سَعدٍ : وَيحَكَ ! أما تَتَّقِي اللّهَ الَّذي إلَيهِ مَعادُكَ ؟ أتُقاتِلُني وأنَا ابنُ مَن عَلِمتَ يا هذا ؟ ذَر هؤُلاءِ القَومَ وكُن مَعي. (منبع: مقتل الحسین خوارزمی از علمای اهل سنت):
امام حسين به ابن سعد گفت : «واى بر تو! آيا از خدايى كه بازگشت ات به سوى اوست، پروا نمى كنى؟ اى مرد! آيا با من مى جنگى، در حالى كه مى دانى من، فرزند چه كسى هستم؟ اين قوم را واگذار و با من باش.
بعد آقای سروش، می گویند: ” که گفته می‌شود امام حسین (با عمرسعد)، ملاقات کردند نه مذاکره؛ و اخطار و موعظه اخلاقی دادند، شاهد تاریخی ندارد، بلکه شاهد عکس هم دارد”
پس این جمله فوق که برگردد از لشکر یزید و بیا در زمره اصحاب و یاران من؛ این موعظه نیست؟ این نصیحت نیست؟ این اسمش شد مذاکره؟ اینطوری تاریخ را می فهمید آقای سروش؟
+بخوانیم داستانی کوتاه و آشنا:
به #عمرسعد وعده ی #مُلکری دادند، مشروط به قتل #حسین بن علی
یعنی با او #توافق کردند که تو امام خود را به قتل برسان،
ما هم در ازایش به تو مُلک ری می دهیم؛
عمر سعد هم آنقدر #غرق مادیات بود که #عدم_توازن داده و ستانده به چشمش #تقریبا هیچ آمد و حتی یک #ضمانت اجرا هم از طرف مقابلش نگرفت!
در #ملاقات های متعددی که با حسین بن علی داشت، امام به او هشدار داد که این #توافق برای تو #خسارت محض است؛
امام به او گفت ای ابن سعد، من به این توافق #بدبین هستم؛ هیچ نفعی برایت ندارد؛ به مُلک ری هم نخواهی رسید؛
اما #ابن سعد میگفت من به این توافق #خوش بین هستم؛ و به ملک ری هم می رسم؛
عصر روز #عاشورا، #روز اجرای توافق بود؛ فرزند پیغمبر را به قتل رساندند؛ به تعهدش عمل کرد؛
حالا نوبت طرف مقابل است که مُلک ری را تسلیم کند؛
اما طرف مقابل #بدعهدی کرد؛ و از تسلیم ملک ری سر باز زد؛
و در انتها، یک #عمر سعد مانده با تعهدی که انجام شده و هرگز #بازگشت پذیر نیست؛
و اینگونه بود که سالهای سال، عمرسعد کر میکرد می تواند در کربلا به #برد- برد برسد، و فکر کردند برخی که عاشورا درس #مذاکره و #تعامل گرفتند!
بسیار عالی
سپاسگزارم
این پرونده را ختم نکنید ، مصاحبه با اساتید به نام در عرصه عاشورا همچون رجبی دوانی ، میرزامحمدی و.. را در دستور کار خود قرار دهید و تا آخر صفر این مطالب را منتشر نمایید.
من بعنوان یک فرد دلداده به مکتب امام حسین نظرم اینست که اگر ان امام بزرگوار جایی با دشمنانش مذاکره و صحبت میکرده در واقع داشته اتمام حجت میکرده و هدفش نجات انها از گمراهی و هدایت انها بوده است به تعبیری امام قصد مذاکره نداشته بلکه هدایت و اتمام حجت بوده
سلام
حتما موضوع رو ادامه بدید
با این که متن خیلی طولانی بود ولی هنوز هم ابعادی از شبهات سخنرانی سروش وجود داشت که باز نشدند، البته انصافا ابعاد اصلی تشریح شدند
امااین متن را خلاصه تر و شسته رفته تر بگذارید لطفا

حتما با دیگر تاریخ دانان هم صحبت کنید

عده ای شدیدا در حال نشر این تفکر هستند در دانشگاه ها

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *