همسنگار 1390

ناخدای لنجی به همراه دستیارش قرار است عده ای از زنان، بچه ها و آدم های سالخورده و درمانده را از شهر آبادان به مقصد بوشهر خارج کند، آبادان در محاصره ی نیروهای عراقی است. در ابتدا انگیزه مالی محرک ناخدا برای این عمل است اما در ادامه و در طی مسیر و فراز و فرودهای بسیار، ناخدا دگرگون می شود و در میانه راه تصمیم می گیرد برخی از همسفرانش را که علی‌رغم میل باطنی وطنشان را ترک کرده‌اند به آن جا بازگرداند. در این هنگام هواپیماهای دشمن به لنج حمله می‌کنند و ناخدا جان عده‌ای را نجات می دهد اما خود و تعدادی از کسانی که هم چنان در لنج مانده‌اند به شهادت می‌رسند.

ناخدای لنجی به همراه دستیارش قرار است عده ای از زنان، بچه ها و آدم های سالخورده و درمانده را از شهر آبادان به مقصد بوشهر خارج کند، آبادان در محاصره ی نیروهای عراقی است. در ابتدا انگیزه مالی محرک ناخدا برای این عمل است اما در ادامه و در طی مسیر و فراز و فرودهای بسیار، ناخدا دگرگون می شود و در میانه راه تصمیم می گیرد برخی از همسفرانش را که علی‌رغم میل باطنی وطنشان را ترک کرده‌اند به آن جا بازگرداند. در این هنگام هواپیماهای دشمن به لنج حمله می‌کنند و ناخدا جان عده‌ای را نجات می دهد اما خود و تعدادی از کسانی که هم چنان در لنج مانده‌اند به شهادت می‌رسند.

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *