برچسب حسین قفلی

کاراگاهان کوچک 1404

کارآگاهان کوچک داستان یک مدرسه پلیس در بوشهره که هر قسمتش یک بحران پیش میاد و بچه‌های مدرسه با چیزایی که توی مدرسه یاد گرفتن اون بحران رو حل میکنن. بچه ها توی این سریال دفاع از محله و شهر و وطن رو یاد میگیرن و تصویر درستی از پلیس براشون شکل میگیره.

سامو بندری 1401

ناخدا صبور و خانواده‌اش در بندری کوچک در نزدیکی بوشهر زندگی می‌کنند. ناخدا از معتمدین ‌ بندر است و اهالی بندر او و خانواده‌اش را به خوبی می‌شناسند. سامو تنها پسر و فرزند کوچک او است که ماجراجویی‌های زیادی می‌کند و ناخدا را به دردسر می‌اندازد.

همسنگار 1390

ناخدای لنجی به همراه دستیارش قرار است عده ای از زنان، بچه ها و آدم های سالخورده و درمانده را از شهر آبادان به مقصد بوشهر خارج کند، آبادان در محاصره ی نیروهای عراقی است. در ابتدا انگیزه مالی محرک ناخدا برای این عمل است اما در ادامه و در طی مسیر و فراز و فرودهای بسیار، ناخدا دگرگون می شود و در میانه راه تصمیم می گیرد برخی از همسفرانش را که علی‌رغم میل باطنی وطنشان را ترک کرده‌اند به آن جا بازگرداند. در این هنگام هواپیماهای دشمن به لنج حمله می‌کنند و ناخدا جان عده‌ای را نجات می دهد اما خود و تعدادی از کسانی که هم چنان در لنج مانده‌اند به شهادت می‌رسند.

بالابان 1389

شاهين نوجواني هيجده ساله و ساکن بندر بوشهر است. او که سالها پيش پدرِ محيط‌بانش را در مواجهه با قاچاقچيان پرنده از دست داده، اکنون بواسطه مشکلات و شرايط پيچيده زندگي خانوادگي، بر سر يک دوراهي قرار گرفته است: وفاداري به شغل پدر يا پا گذاشتن در راه قاتلين وي... تلاش شاهين در روياروئي با طبيعت و حوادث خشنِ پيرامونش، ماجراهاي اين فيلم را رقم مي زند...

مروا 1392

داستان فیلم در مورد پسری است که قصد بازی در شبیه شمر در تعزیه را دارد که با مخالفت مادرش روبرو می شود.

بیگانه ای با من است 1399

قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلی‌خانی) می‌باشد، نساء کارگر زوجی به نام‌های مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر می‌شود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او می‌شود و همان دروغ، موجب دروغ گفتن‌های بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او می‌شود

پینوکیو، عامو سردار و رئیسعلی 1397

به مناسبت تولد 100 سالگی رئیسعلی دلواری مسابقه ای خاطره نویسی در مدرسه تشکیل میبشود. جایزه این مسابقه سفر حج میباشد و معلم مدرسه عنوان میکند که هر کس که میخواهد میتواند فیش این سفر را بفروشد. همایون عاشق یک جت اسکی شده و برای خرید آن نیاز به پول دارد. از اینرو به دنبال مصاحبه با افراد قدیمی روستا بوده تا با برنده شدن در مسابقه بتواند جت اسکی را خریداری کند...

تنهای تنهای تنها 1391

«عبدالکریم» ـ معروف به «رنجرو» ـ پسرکی بوشهری است که در یکی از روستاهای اطراف نیروگاه اتمی بوشهر زندگی می‌کند. او با پسرکی روسی، که پدرش از مهندسان روسی نیروگاه است دوست می‌شود؛ اما تحولات جهانی بویژه پرونده هسته‌ای ایران و واکنش‌های اطرافیان، دوستی صادقانه و بی‌آلایش آنها را تهدید می‌کند.

رنجرو ماهی‌فروش است و از زبان روسی جز چند جمله که به درد ماهی فروشی می‌خورد نمی‌داند و «اَلِگ» دوست روس او هم از فارسی همان مقدار را می‌داند که رنجرو هنگام دوره‌گردی برای فروش ماهی فریاد می‌زند. زنی روس، که او نیز از مهندسان نیروگاه بوشهر است نقش مترجم آنها را بازی می‌کند.

رنجرو چند بار در پی سرزنش‌های خانواده‌اش، که می‌ترسند او بر اثر این رفاقت، کمونیست شود، از دوست روس‌اش جدا می‌شود تا اینکه سرانجام به خاطر گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فعالیت نیروگاه متوقف می‌شود. مهندسان روس بوشهر را ترک می‌کنند، بوی جنگ به مشام می‌رسد و نیروهای ارتش آماده دفاع می‌شوند و ...