ترکش‌های میدان مین در بدن تخریبچی!

نه از مین و دم و دستگاه آن سر رشته‌ای داشت و نه اصلافکرش را می‌کرد که شاید روزی مهم‌ترین سکانس زندگی‌اش در خطرناک‌ترین میدان جنگ، یعنی «میدان مین» رقم بخورد. تجربه فعالیتش در کردستان و سیستان و بلوچستان اما پایش را به گروه «تخریب» باز و او را یکی از اعضای گروه نه نفره آن‌ها و یک «تخریبچی» کرد. چیزی نمی‌گذرد که با انواع مین‌ها، میدان‌ها، موانع و تاکتیک‌ها آشنا می‌شود و در چند سانتیمتری خطر، کاشته‌های مرگ را در «میدان مین» برداشت و خنثی می‌کند. او اما با مین‌های «گوجه‌ای، والمری، ضدتانک»، سیم خاردارهای «فرشی، حلقوی، کفشکی، پومر» و «سیم‌چین، سرنیزه، سیخک، شب‌نما و نوار علامت‌گذاری» رفاقتی دیرینه دارد.

نه از مین و دم و دستگاه آن سر رشته‌ای داشت و نه اصلافکرش را می‌کرد که شاید روزی مهم‌ترین سکانس زندگی‌اش در خطرناک‌ترین میدان جنگ، یعنی «میدان مین» رقم بخورد. تجربه فعالیتش در کردستان و سیستان و بلوچستان اما پایش را به گروه «تخریب» باز و او را یکی از اعضای گروه نه نفره آن‌ها و یک «تخریبچی» کرد. چیزی نمی‌گذرد که با انواع مین‌ها، میدان‌ها، موانع و تاکتیک‌ها آشنا می‌شود و در چند سانتیمتری خطر، کاشته‌های مرگ را در «میدان مین» برداشت و خنثی می‌کند. او اما با مین‌های «گوجه‌ای، والمری، ضدتانک»، سیم خاردارهای «فرشی، حلقوی، کفشکی، پومر» و «سیم‌چین، سرنیزه، سیخک، شب‌نما و نوار علامت‌گذاری» رفاقتی دیرینه دارد.

«مرتضی علیجانی رهنانی» که کارش در گروه تخریب را از همان روزهای اول رفتنش به جنوب یعنی سال 60 آغاز کرد، در عملیات بیت‌المقدس به فرماندهی این گروه منصوب می‌شود. او که در طول سال‌های حضورش در جنگ، شاهد معابر زیادی بوده، داستان‌ها و روایت‌های شنیدنی از خاطرات گروه تخریب به‌خصوص در شب‌های عملیات دارد. همراه با ما پای خاطرات او از فرماندهی‌اش در گروه تخریب لشکر 14 امام حسین (ع) بنشینید…

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *