نجوای رازآلود امام(ره) با ابراهیم من

در دل هر مادری، گوشه‌ای برای انتظار ساخته ‌شده است؛ گوشه‌ای که گاه با یک سلام پر می‌شود و گاه با قاب عکسی جاودان می‌ماند. این روایت، روایت مادری است که سه فرزندش را با دعای خیرش به جبهه فرستاد و سال‌ها چشم‌انتظاری را برجان خرید.

گفت‌وگو با مادر شهیدان، ابراهیم، عبدالله و حبیب‌الله جعفرزاده

در دل هر مادری، گوشه‌ای برای انتظار ساخته ‌شده است؛ گوشه‌ای که گاه با یک سلام پر می‌شود و گاه با قاب عکسی جاودان می‌ماند. این روایت، روایت مادری است که سه فرزندش را با دعای خیرش به جبهه فرستاد و سال‌ها چشم‌انتظاری را برجان خرید.

نجوای رازآلود امام(ره) با ابراهیم من

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل هر مادری، گوشه‌ای برای انتظار ساخته ‌شده است؛ گوشه‌ای که گاه با یک سلام پر می‌شود و گاه با قاب عکسی جاودان می‌ماند. این روایت، روایت مادری است که سه فرزندش را با دعای خیرش به جبهه فرستاد و سال‌ها چشم‌انتظاری را برجان خرید. شاید یکی از چشم‌انتظاری‌هایش بعد از ۱۱ سال به پایان رسید؛ ولی او هنوز چشم‌انتظار عبدالله‌اش است؛ انتظاری که قرین روزگار جوانی و انیس روزهای پیری‌‌‌‌اش شد. همدم جعفری، مادر شهیدان، از پسران شهیدش حاج ابراهیم، عبدالله و حبیب‌الله جعفرزاده می‌گوید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *