سوم اسفند بود که وزارت ارشاد در اطلاعیهای، اعلام کرد سینماهای تمام کشور تدریجا تا پایان هفته تعطیل میشوند. انتشار این خبر، شوک میخکوبکننده چندانی نداد. بـحث داغ آن روزهـا، کــرونای افسارگسیخته و ناشناختهای بود که مثل کمباین درافتاده با زمین کشاورزی، فقط قربانی میگرفت. درگاه اینترنتی فروش آنلاین بلیت بسته شد و سینماها تعطیل […]
سوم اسفند بود که وزارت ارشاد در اطلاعیهای، اعلام کرد سینماهای تمام کشور تدریجا تا پایان هفته تعطیل میشوند. انتشار این خبر، شوک میخکوبکننده چندانی نداد. بـحث داغ آن روزهـا، کــرونای افسارگسیخته و ناشناختهای بود که مثل کمباین درافتاده با زمین کشاورزی، فقط قربانی میگرفت. درگاه اینترنتی فروش آنلاین بلیت بسته شد و سینماها تعطیل شدند. این برای نخستینبار در طول تاریخ پیدایش سینما بود که این اماکن، برای بیش از چند ماه بهصورت هماهنگ در تمام کشورهای جهان تعطیل میشد. در ایران اما تبعات این تصمیم، ناگوارتر از کشورهای دیگر بود؛ صنعت نیمبندی که چشمش تنها به فروش بلیت بود و با همان وضعیت، اوضاع خوشایندی را تجربه نمیکرد، ناگهان به مرز تعطیلی رسید. انتشار تصاویر سینماهای بسته و سالنهای تاریک مصادف شد با خبر تسویهحساب برخی سینماداران با پرسنل خود. بعدها خبرهای ناگوارتری نیز منتشر شد؛ مانند تلاش برخی سینماداران برای تغییر مجوز کاربری؛ اما هر چه که بود، نه دولت از سینما و سینمادار حمایت کرد و نه سینمادار از پرسنل خود. دراینبین پردیسها و سینماهای دولتی که احساس میشد پشتوانه مالی بهتری نسبت به سینماهای مستقل و تک سالنه دارند نیز صدای اعتراضشان بلند شد و از تداوم تعطیلی سینماها و نبود حمایتهای دولت، شکوائیه سر دادند.
