پوتین را گذاشت روی چشمش و گفت: «قدمت بر چشم!»

روز جمعه بود؛ بیست‌ودوم دی و هم‌زمان با اولین شب ماه رجب و شب میلاد امام محمدباقر (ع). بچه‌های دوره با بیل‌های مکانیکی در حال جست‌وجوی پیکر مطهر شهدا بودند که یک‌دفعه با صدای یکی از راننده‌ها که شهیدی پیدا کرده بود، توجهمان به سمت او جلب شد…

روایتی از فیلمی با مضمون: «تفحص پیکر یک شهید با دست‌های بسته و سربند یا ثارالله»

روز جمعه بود؛ بیست‌ودوم دی و هم‌زمان با اولین شب ماه رجب و شب میلاد امام محمدباقر (ع). بچه‌های دوره با بیل‌های مکانیکی در حال جست‌وجوی پیکر مطهر شهدا بودند که یک‌دفعه با صدای یکی از راننده‌ها که شهیدی پیدا کرده بود، توجهمان به سمت او جلب شد…

پوتین را گذاشت روی چشمش و گفت: «قدمت بر چشم!»

به گزارش اصفهان زیبا؛ «روز جمعه بود؛ بیست‌ودوم دی و هم‌زمان با اولین شب ماه رجب و شب میلاد امام محمدباقر (ع). بچه‌های دوره با بیل‌های مکانیکی در حال جست‌وجوی پیکر مطهر شهدا بودند که یک‌دفعه با صدای یکی از راننده‌ها که شهیدی پیدا کرده بود، توجهمان به سمت او جلب شد. وقتی خودم را به آنجا رساندم، با پیکر این شهید مواجه شدم. دیدم بدنش کامل است و از سطح خاک بالاآمده. از همان‌جا فهمیدم شهید حتما پلاک دارد.» این روایتی از «رضا علیجانی» است؛ از بچه‌های تفحص.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *