گلنار 1367

گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگي مي كند. روزي به كنار چشمه مي رود تا آب بياورد. باد دستمال آبي او را، كه يادگار مادرش است، با خود مي برد. گلنار در پي دستمال به جنگل مي رود و راه را گم مي كند و گرفتار خاله خرسه مي شود. خرس ها او را براي انجام كارهاي روزانه و پختن كلوچه پيش خود نگه مي دارند. پدربزرگ و مادربزرگ به كمك اهالي به دنبال گلنار مي گردند، اما او را نمي يابند. خاله قورباغه خود را به گلنار مي رساند و با هم نقشه اي براي فرار مي كشند. گلنار به خرس ها مي گويد به شرطي پيش آن ها مي ماند كه يك سبد بزرگ كلوچه ي دست پخت او را براي خانواده اش به روستا ببرند. خرس ها مي پذيرند. گلنار در سبد كلوچه پنهان مي شود و بدين ترتيب همراه خرس به خانه شان باز مي گردد.

گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگي مي كند. روزي به كنار چشمه مي رود تا آب بياورد. باد دستمال آبي او را، كه يادگار مادرش است، با خود مي برد. گلنار در پي دستمال به جنگل مي رود و راه را گم مي كند و گرفتار خاله خرسه مي شود. خرس ها او را براي انجام كارهاي روزانه و پختن كلوچه پيش خود نگه مي دارند. پدربزرگ و مادربزرگ به كمك اهالي به دنبال گلنار مي گردند، اما او را نمي يابند. خاله قورباغه خود را به گلنار مي رساند و با هم نقشه اي براي فرار مي كشند. گلنار به خرس ها مي گويد به شرطي پيش آن ها مي ماند كه يك سبد بزرگ كلوچه ي دست پخت او را براي خانواده اش به روستا ببرند. خرس ها مي پذيرند. گلنار در سبد كلوچه پنهان مي شود و بدين ترتيب همراه خرس به خانه شان باز مي گردد.

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *