ماجرای یک سرود

روزی که سیصدوهفتاد شهید تشییع شدند من هم با سیل جمعیت به سمت گلستان شهدا رفتم.

روزی که سیصدوهفتاد شهید تشییع شدند من هم با سیل جمعیت به سمت گلستان شهدا رفتم.

ماجرای یک سرود

به گزارش اصفهان زیبا؛ روزی که سیصدوهفتاد شهید تشییع شدند من هم با سیل جمعیت به سمت گلستان شهدا رفتم. در گلستان شهدا، گوشه‌ای تحت تأثیر فضا، فی‌البداهه شعری گفتم. به خاطر شاگردی استاد تاج، به موسیقی آگاه بودم. معمولا شعرهایم با ملودی همراه است. بعد از مراسم شعر را تکمیل کردم و به مدرسه‌ هنرهای زیبا، اول خیابان شمس‌آبادی رفتم تا آنجا شعر را به‌صورت سرود اجرا کنیم؛ اما کار پیش نرفت. برای همین پیش استاد دارابی رفتم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *