قصهٔ پرغصهٔ بی‌برقی‌های تولید

تصور کنید صبحی گرم از نیمه تابستان است. آفتاب بی‌رحمانه بر سقف‌های فلزی شهرک صنعتی مورچه‌خورت می‌تابد و هوای سنگین، نفس‌گیر شده است. در میان سوله‌های بلند و خطوط تولید خاموش، سکوتی سنگین حکم‌فرماست؛ سکوتی که نه از آرامش، بلکه از توقفی ناخواسته خبر می‌دهد. صدای همیشگی دستگاه‌های پرس، تراش و جوشکاری که روزگاری ریتم زندگی اینجا را می‌ساختند، حالا جایش را به صدای قدم‌های آهسته کارگرانی داده که بی‌هدف میان سالن‌ها قدم می‌زنند.

عبور موفق از بحران‌، مستلزم تصمیم‌های ساختاری و ایجاد زیرساخت‌های تاب‌آور است

تصور کنید صبحی گرم از نیمه تابستان است. آفتاب بی‌رحمانه بر سقف‌های فلزی شهرک صنعتی مورچه‌خورت می‌تابد و هوای سنگین، نفس‌گیر شده است. در میان سوله‌های بلند و خطوط تولید خاموش، سکوتی سنگین حکم‌فرماست؛ سکوتی که نه از آرامش، بلکه از توقفی ناخواسته خبر می‌دهد. صدای همیشگی دستگاه‌های پرس، تراش و جوشکاری که روزگاری ریتم زندگی اینجا را می‌ساختند، حالا جایش را به صدای قدم‌های آهسته کارگرانی داده که بی‌هدف میان سالن‌ها قدم می‌زنند.

قصهٔ پرغصهٔ بی‌برقی‌های تولید

به گزارش اصفهان زیبا؛ تصور کنید صبحی گرم از نیمه تابستان است. آفتاب بی‌رحمانه بر سقف‌های فلزی شهرک صنعتی مورچه‌خورت می‌تابد و هوای سنگین، نفس‌گیر شده است. در میان سوله‌های بلند و خطوط تولید خاموش، سکوتی سنگین حکم‌فرماست؛ سکوتی که نه از آرامش، بلکه از توقفی ناخواسته خبر می‌دهد. صدای همیشگی دستگاه‌های پرس، تراش و جوشکاری که روزگاری ریتم زندگی اینجا را می‌ساختند، حالا جایش را به صدای قدم‌های آهسته کارگرانی داده که بی‌هدف میان سالن‌ها قدم می‌زنند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *