آنچه در این مرز اشتباه گرفته میشود، حدود این دو تعریف است. مالکیت فکری و مالکیت هنری. چراکه قوانین با فرضهایی تنظیم و تدوین و وضع میشوند که پیش از هر نگارشی تثبیت و به تصویب رسیده باشند. به عنوان مثال اگر قرار باشد برای مقررات مربوط به نشر در فضای مجازی تصمیمگیری شود ابتدا باید از نشر و از فضای مجازی تعاریف روشنی به دست آمده باشد. و اگر نیامده است باید تصویب شود و به دست بیاید. در حالت رایج تری نیز بسیاری از این تعاریف در ابتدا یا انتهای متن قوانین توسط همان قانون تعریف میشوند. مالکیت فکری از آن جمله عباراتی است که برای دستیابی به مفهوم آن ، کافی است از برگردان تحتاللفظیاش شروع کنیم.
یعنی هر فکری که در تملک کسی باشد و مختص او ، مشمول مالکیت فکری است. در جای دیگری از منابع مربوط به مالکیت فکری آمده است: به حقوقی گفته میشود که به صاحبان آن حق بهرهوری از فعالیتهای فکری و ابتکاری انسان را میدهد و ارزش اقتصادی و قابلیت داد و ستد دارد ولی موضوع آن شیء معین مادی نیست.در نتیجه میتوانیم حق ثبت اختراع، حق تالیف کتب هنری و غیر هنری ، حق ارائه طرحهای صنعتی و نظایر اینها را مثال بزنیم. اینها حقوق مالکیت فکری هستند.
