ساعت‌های متمادی می‌ایستادم و به اشعار عرب زبانان دل می‌سپردم

بی‌تردید بخش مهم از گشودگی افق دید رهبر شهید و احاطه او به ساحت‌های گوناگون معارف، به تسلط کم بدیل وی به ادبیات نغز عربی بازمی‌گشت. وی از دوره نوجوانی و تاپایان حیات پرماجرای خویش، هماره پی جوی این زبان و هر آنچه بود که در قلمرو ادبیات آن تولید می‌شود. این امر موجب شده بود که ارتباط آن بزرگ با سیاسیون عرب نیز به نیکی تسهیل شود و تبادل اندیشه و راهکار با آنان آسان صورت گیرد

بی‌تردید بخش مهم از گشودگی افق دید رهبر شهید و احاطه او به ساحت‌های گوناگون معارف، به تسلط کم بدیل وی به ادبیات نغز عربی بازمی‌گشت. وی از دوره نوجوانی و تاپایان حیات پرماجرای خویش، هماره پی جوی این زبان و هر آنچه بود که در قلمرو ادبیات آن تولید می‌شود. این امر موجب شده بود که ارتباط آن بزرگ با سیاسیون عرب نیز به نیکی تسهیل شود و تبادل اندیشه و راهکار با آنان آسان صورت گیرد

 جوان آنلاین: رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای (قده)، ادیبی توانمند در دو زبان فارسی و عربی بود. از ساحت نخست، بسا مردمان اطلاع و حتی از آن خاطره‌ها دارند، اما از دومین، دست کم نسبت به اولین، اطلاعات کمتری منتشر شده است. مقال پی‌آمده درصدد بوده است، تا با خوانش تحلیلی بخشی از خاطرات آن بزرگ؛ به این مقوله بپردازد. امید آن‌که علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
به شکلی ویژه، شیفته زبان عربی بودم

پیشینه علاقه‌مندی رهبر شهید به زبان و ادبیات عرب، امری مرتبط به پیشینه خانوادگی ایشان است. والده وی، بانو خدیجه میردامادی، از خانواده‌ای عرب زبان و البته ایرانی‌الاصل برخاسته بود و این انتساب، برای نخستین بار زیبایی‌های این کلام را به چشم او آورد؛ چنانکه در خاطراتش تصریح دارد:

«مادرم در محیط عربی پرورش یافته بود. جد مادرم که از اصفهان به نجف مهاجرت کرد، از خاندان میردامادی ساکن در نجف‌آباد اصفهان بود. شاخه‌هایی از این خاندان، در نجف اشرف هستند. پدرِ مادرم از علمای فاضل و عرب‌زبان بود و لذا مادرم در خانه‌ای پرورش یافت که به عربی تکلم می‌کردند. ایشان پیش از بلوغ، با خانواده خود به ایران آمد و لذا با عربی عامیانه معمول در نجف آشنایی داشت. مادرم با قرآن به‌خوبی آشنا بود و با احادیث شریف و کتب عربی نیز آشنایی داشت. در مدرسه ابتدایی، قواعد زبان عربی را از طریق کتاب جامع‌المقدمات، نزد برخی معلمان معمم مدرسه آموختم. در سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی، مطالعه علوم عربی را به صورت جدی و پیگیر آغاز کردم. برادرانم همگی در این حال و هوا و مانند من بودند، ولی من به شکل ویژه‌ای شیفته زبان عربی بودم. عراقی‌ها در قالب هیئت‌هایی و برای زیارت، به شهر مشهد می‌آمدند. آنها در صحن امام رضا (ع) تجمع می‌کردند و شعر‌ها و قصایدی می‌خواندند؛ من ساعت‌های طولانی می‌ایستادم و دل به آنها می‌سپردم. با دقت فراوان، به کلمات آنها گوش می‌دادم و به سخنان‌شان توجه می‌کردم. وقتی به زبان عربی گوش می‌سپارم، احساس ویژه‌ای به من دست می‌دهد. با شنیدن این زبان، از اعماق وجود خود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم. در واقع عموم ایرانیان ـ به ویژه متدینین آنها ـ کم و بیش زبان عربی را دوست می‌دارند. روابط برادرانه‌ای که در طول تاریخ اسلام میان ایرانیان و همسایگان عرب آنها برقرار بوده، از جهت گستردگی، عمق و فراگیری، در میان هیچ‌یک از ملل جهان نظیر ندارد. از همینجاست که درمی‌یابیم، موضع‌گیری برخی اعراب تحت عنوان عربیت، در دفاع از تجاوز ظالمانه علیه نظام اسلامی ایران چه خسارت سنگین و چه جنایت بزرگی بوده است؛ حال آنکه از روح تجاوزگرانه متجاوز آگاهی داشتند و می‌دانستند موضع‌گیری‌شان، چه اندازه موجب از بین رفتن این احساسات انسانی بی‌نظیر خواهد شد…». 

سخن گفتن به عربی، در سفر به عراق

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *