روایتی از زنان شهر گز در جنگ رمضان که میراثدار مادران خود از هشت سال دفاع مقدس بودند
از کیسههای آرد گندمی که گوشه «حسینیه هفتاد و دوتن» شهر گز روی هم رفتهاند بالا، تا یک ظرف بزرگ از آرد خمیر شدهای که میگویند همه چیز این خمیر با خمیرهای بیرون فرق دارد و مخصوص است.
به گزارش اصفهان زیبا؛ از کیسههای آرد گندمی که گوشه «حسینیه هفتاد و دوتن» شهر گز روی هم رفتهاند بالا، تا یک ظرف بزرگ از آرد خمیر شدهای که میگویند همه چیز این خمیر با خمیرهای بیرون فرق دارد و مخصوص است، تا یک میز پُر از چانههای خمیر کنجد خورده و آماده برای پخت نان، تا دو تا تنور گازی، تا یک پارچه سفید پهن شده روی فرش کنار حسینیه برای استراحت و چیدن نانهای برشته شدهای که از دل تنورهای داغ بیرون میآیند، تا سیزده چهارده خانم با میانگین بالای پنجاه-شصت سال که میراث مادرهایشان را از هشت سال دفاع مقدس، پای تنورهای نان به دوش میکشند_ برخی روی پای خود و برخی با عصا_ همه و همه آمدهاند پای کار…پای کار پخت نان برای رزمندگان جنگ رمضان؛ برای رزمندههای پای لانچرها…! عَلَم این خیمه را اما «فاطمهسادات هاشمی»؛ دختر حاجیه خانم «قمر یزدانی»؛ معروف به «حج قمر»؛ شیرزن شهرگز بالا برده است. حج قمری که تنها شش ماه از جنگ هشت ساله گذشته بود که سوروسات یک نانوایی را در شهر گز راه انداخت و تنورش را فقط و فقط برای بچه رزمندهها گرم کرد. او سالها زنهای گز را به همین بهانه دور هم جمع میکرد تا با پخت نان برای رزمندگان باری از دوش جنگ بردارد و حالا در نبود او، دخترانش ادامه دهنده راه او شدهاند؛ درست از روزهای سیاه کرونا و در خط مقدم جبهه سلامت! آخرین نقطه ایثار و همدلی حج قمر اما در قصه مدافعان حرم رقم میخورد، در روزهایی که دوباره تنور نانش، برای جنگ گرم میشود. حالا دختران حج قمر پرچم او را در مناسبتهای مختلف، بالا گرفته و نام و راه او را زنده نگه میدارند؛ مثل همین روزهای جنگ رمضان!
