زندگی امام حسن مجتبی(ع) را نمیتوان تنها در یک واژه خلاصه کرد؛ او هم فرزند خانه وحی بود، هم شاهد روزهای تلخ پس از شهادت پیامبر(ص)، هم در کنار پدرش در میدانهای بزرگ سیاسی و نظامی اسلام حضور داشت و هم پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، در شرایطی که جامعه اسلامی گرفتار اختلاف و فرسایش داخلی شده بود، مسئولیت امامت را برعهده گرفت. مهمترین تصمیم سیاسی زندگی او، صلح با معاویه بود؛ تصمیمی که در نگاه نخست ممکن است عقبنشینی به نظر برسد، اما در بستر تاریخی آن روز، تلاشی برای جلوگیری از کشتار گسترده مسلمانان، حفظ جریان اهلبیت(ع) و آشکار شدن ماهیت حکومت اموی بود.
امام حسن مجتبی(ع)؛ امامی که برای حفظ اسلام صلح کرد، نه برای تسلیم
زندگی امام حسن مجتبی(ع) را نمیتوان تنها در یک واژه خلاصه کرد؛ او هم فرزند خانه وحی بود، هم شاهد روزهای تلخ پس از شهادت پیامبر(ص)، هم در کنار پدرش در میدانهای بزرگ سیاسی و نظامی اسلام حضور داشت و هم پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، در شرایطی که جامعه اسلامی گرفتار اختلاف و فرسایش داخلی شده بود، مسئولیت امامت را برعهده گرفت. مهمترین تصمیم سیاسی زندگی او، صلح با معاویه بود؛ تصمیمی که در نگاه نخست ممکن است عقبنشینی به نظر برسد، اما در بستر تاریخی آن روز، تلاشی برای جلوگیری از کشتار گسترده مسلمانان، حفظ جریان اهلبیت(ع) و آشکار شدن ماهیت حکومت اموی بود.
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ حسن بن علی(ع)، نخستین فرزند امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، در مدینه چشم به جهان گشود.
بر اساس گزارش مشهور، ولادت آن حضرت در ۱۵ رمضان سال سوم هجری، برابر با سال ۶۲۵ میلادی، رخ داد. او نخستین نوه پیامبر اسلام(ص) از خاندان فاطمه(س) بود و همین موضوع از همان آغاز، جایگاه ویژهای برایش در خانواده پیامبر(ص) ایجاد کرد.
جنگهای جمل، صفین و نهروان، شهادت بسیاری از یاران امام علی(ع)، اختلافهای سیاسی و مذهبی و افزایش قدرت معاویه، شرایطی ساخته بود که تصمیمگیری در آن بسیار دشوار بود.مردم کوفه با امام حسن(ع) بیعت کردند و او حکومت را در دست گرفت. اما در سوی دیگر، معاویه در شام قدرتی سازمانیافته در اختیار داشت؛ قدرتی که سالها برای مقابله با خاندان علی(ع) و تثبیت موقعیت خود ساخته بود. از همینجا یکی از مهمترین فصلهای زندگی امام حسن(ع) آغاز شد.
معاویه به دنبال جنگ بود
صلح امام حسن(ع) با معاویه در سال ۴۱ هجری اتفاق افتاد؛ سالی که در منابع به «عامالجماعه» نیز شهرت یافته است. اما این صلح به معنای پذیرش مشروعیت بیقید و شرط حکومت معاویه نبود.
در منابع تاریخی، درباره جزئیات دقیق بندهای قرارداد اختلافهایی وجود دارد و پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که متن کامل و یکسانی از پیمان در همه منابع وجود ندارد.
پس از صلح، امام حسن(ع) به مدینه بازگشتند. اما این بازگشت به معنای پایان مبارزه نبود. ایشان دیگر حکومت در اختیار نداشت، اما جایگاه معنوی و اجتماعیشان بسیار گسترده بود.
معاویه نیز این مسئله را میدانست.به همین دلیل، امام حسن(ع) در سالهای باقیمانده عمر خود تحت فشار سیاسی قرار داشت. فضای مدینه و دیگر مناطق اسلامی، بهویژه برای خاندان پیامبر(ص) و پیروان علی(ع)، دوران آرامی نبود.
یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره امام حسن(ع)، تصور این است که پس از صلح، مبارزه او پایان یافت. در حالی که صلح، شکل مبارزه را تغییر داد. امام حسن(ع) دیگر فرمانده یک سپاه نبود؛ اما همچنان مرجع فکری و معنوی جامعه بود.
ایشان با رفتار، سخنان و موضعگیریهای خود، مرز میان حکومت اموی و مسیر اهلبیت(ع) را حفظ کردند. از همین منظر، زندگی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را نمیتوان دو مسیر کاملاً جدا از هم دانست.
پس از شهادت امام حسن(ع)، هاشمیان قصد دفن ایشان در کنار قبر رسول خدا داشتند، اما بنی امیه به رهبری مروان حکم، سعید بن عاص و عایشه، مسلحانه مانع شدند. عایشه سوار بر قاطر فریاد زد که اجازه دفن در کنار پیامبر را نمیدهد. ابن عباس در پاسخ گفت: «روزی بر شتر (جنگ جمل) و روزی بر قاطر با اهل بیت جنگیدی!»
در این گیرودار، مروان گفت: «عثمان در دوردست مدینه دفن شود و حسن در کنار پیامبر؟!» و تهدید به جنگ کرد. امام حسین (ع) که پایبند وصیت برادر بود، از درگیرشدن خودداری کرد. ابن عباس نیز به مروان و عایشه گفت که قصد دفن در کنار پیامبر را ندارند و تنها برای تجدید عهد، پیکر را کنار قبر رسول خدا میبرند و سپس به بقیع منتقل میکنند. او تأکید کرد که اگر وصیت چنین نبود، هیچکس توان جلوگیری نداشت، اما خود امام مصلحت را در آرامش دیده است.
صلح امام حسن(ع) را نباید در برابر قیام امام حسین(ع) قرار داد. این دو، دو پاسخ به دو موقعیت متفاوت بودند.
اگر در عاشورا، مسئله اصلی جلوگیری از تحریف آشکار دین و مشروعیت بخشیدن به حکومت یزید بود، در زمان امام حسن(ع) مسئله اصلی نبودِ یک نیروی وفادار و منسجم برای جنگ و خطر نابودی کامل جریان اهلبیت(ع) بود.
