ساخت مجسمهها و سردیسهای مــشاهــیــر مــلــی، مذهبی و اسطورهای موضوعی است که در اکثر مواقع حاشیهها و حرفوحدیثهای بسیاری را به همراه داشته است؛ آثاری که قرار است بهعنوان المانهای شهری بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هر شهری را نمایندگی کنند. فارغ از مشاهیری که سند تصویری معتبری از چهره آنها موجود است و مجسمهساز کار راحتتری برای ساخت اثر دارد، ساخت مجسمه از شخصیتهایی که بهعنوان اسطورههای ملی و مذهبی شناخته میشوند همیشه جای پرسشهای بسیاری بوده است. اینکه مجسمهساز در ساخت مجسمههای مشاهیر اسطورهای و طراحی چهره و آناتومی بدن آنها چه مسیری را طی میکند، به سراغ اسناد و داستانها برای پیداکردن خطوط کاراکتر و منش شخصیتهای اسطورهای میرود و مبنای کار را بر تحقیقات مفصل میگذارد یا نه بر اساس کلیت فهم شده از یک کاراکتر اسطورهای مجال بیشتری به تخیل هنرمندانه و شخصی خودش میدهد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها با سه مجسمهساز بِنام اصفهانی یعنی مرتضی نعمتاللهی، مرتضی بصراوی و محمد فخری گفتوگو کردیم.
مرتضی نعمتاللهی مجسمهسازی است که با آثار مهمی چون تندیس شیخبهایی، تندیس فردوسی و مهمتر از همه با مجسمه استاد علیاکبر معمار اصفهانی تأثیری مستقیم بر استفاده از مجسمههای شهری در اصفهان و پیشرفت آن ایفا کرده است. نعمتاللهی که مجسمه سلمان فارسی او در مراسمی رونمایی و در میدان اصلی شهر خوراسگان جایگذاری شده است، به بازه زمانی هفتساله طراحی تا جایگذاری این اثر اشاره میکند: «مطالعات و طراحی اولیه مجسمه سلمان فارسی به هفت سال پیش برمیگردد که حتی ماکتهایی هم برای این طراحی آماده کردم، اما مسئله این بود که به دلایل مختلف چندین بار کار به تعویق افتاد تا اینکه ارادهای در مجموعه شهرداری به وجود آمد که این کار به نتیجه نهایی برسد و در این راه شخص شهردار اصفهان و اعضای شورای شهر اصفهان و سازمانهای ذیربط شهرداری مساعدت بسیاری به عمل آوردند تا مجسمه سلمان فارسی رونمایی و در محل مناسبی جایگذاری شد.»
