به وقت «احداث» سقاخانهها
سازههایی به نام «سقاخانه» بیشتر بهعنوان یکی از اجزای «میراث شهری» مطرح شدهاند؛ اما چه میشود اگر پا را فراتر بگذاریم و در کنار مرمت سقاخانههای موجود، به «احداث» سقاخانههای جدید هم توجه کنیم؟
سازههایی به نام «سقاخانه» بیشتر بهعنوان یکی از اجزای «میراث شهری» مطرح شدهاند؛ اما چه میشود اگر پا را فراتر بگذاریم و در کنار مرمت سقاخانههای موجود، به «احداث» سقاخانههای جدید هم توجه کنیم؟
ساخت مجسمهها و سردیسهای مــشاهــیــر مــلــی، مذهبی و اسطورهای موضوعی است که در اکثر مواقع حاشیهها و حرفوحدیثهای بسیاری را به همراه داشته است؛ آثاری که قرار است بهعنوان المانهای شهری بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هر شهری را نمایندگی کنند. فارغ از مشاهیری که سند تصویری معتبری از چهره آنها موجود است و مجسمهساز کار راحتتری برای ساخت اثر دارد، ساخت مجسمه از شخصیتهایی که بهعنوان اسطورههای ملی و مذهبی شناخته میشوند همیشه جای پرسشهای بسیاری بوده است. اینکه مجسمهساز در ساخت مجسمههای مشاهیر اسطورهای و طراحی چهره و آناتومی بدن آنها چه مسیری را طی میکند، به سراغ اسناد و داستانها برای پیداکردن خطوط کاراکتر و منش شخصیتهای اسطورهای میرود و مبنای کار را بر تحقیقات مفصل میگذارد یا نه بر اساس کلیت فهم شده از یک کاراکتر اسطورهای مجال بیشتری به تخیل هنرمندانه و شخصی خودش میدهد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها با سه مجسمهساز بِنام اصفهانی یعنی مرتضی نعمتاللهی، مرتضی بصراوی و محمد فخری گفتوگو کردیم.
احیای زایندهرود مهمترین مطالبه مردم اصفهان است. رودخانه زایندهرود، قلب تپنده استان اصفهان، نقش مهمی در تمامی ابعاد توسعه شهری اصفهان و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی این استان دارد. این رودخانه همچنین بستری برای گسترش تعاملهای اجتماعی انسانها با یکدیگر فراهم میکند و علاوه بر اینکه فضایی تفریحی و محلی برای گذران اوقات فراغت محسوب میشود، جایگاه ویژهای را در هویت شهری شهروندان اصفهانی به خود اختصاص میدهد. متأسفانه خشکی زایندهرود و برداشتهای بیرویه از آبخوان، منجر به خالیشدن آن و ایجاد بحران در حوضه این رود که روزگاری زندهرود نام داشت، شده است.
برای نخستینبار در کشور، نمایشگاه ملی حملونقل دانشبنیان با حضور مسئولان کشوری و استانی و ۳۵ شرکت دانشبنیان و فناور و شهرداری اصفهان در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.