هر متن قانونی از دو جنبه حقوقی و ادبی قابل نگرش است که مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت اصول و قوانین حقوقی از ادبیات یک متن میسر میشوند. متون حقوقی با پرهیز از استعارهها، ایهامات و کنایهها، نباید تعمدا از صنایع ادبی به نحوی کمک بگیرند که استنباط و دریافت مفهوم اصلی قانون را وارد حوزه ابهام کند. در عرصه صراحت و انتقال اخباری مفاهیم، جایی برای واگذاری دریافت استعاری و غیرمستقیم مفاهیم به مخاطب نیست.
با این حال هر متنی ممکن است محدودیتهایی در انتقال مفهوم اصلی مد نظر قانونگذار داشته باشد و این عموما اجتناب ناپذیر است؛ زیرا ادبیات نیز کامل نیست.
شاید بتوان گفت تنها صنایعی که گاهی در متون حقوقی رواج دارند صنایع تضاد و تشبیه باشند. وقتی قانونگذار میخواهد برای مسئلهای مثال بزند، از صنعت تشبیه، یا جایی که در مفاهیم موافق و مخالف میخواهد تشریح موضوع و ماهیت کند، ممکن است از تضاد استفاده کند.
در عین حال یک متن حقوقی باید فصیح، روشن و بدون ابهام باشد. به نحوی که دایره برداشت و درک از آن، کاملا منطبق با منظور قانونگذار بوده یا حداقل به شکل غیرارادی و لاجرم اختلاف اندکی در حوزه تفسیرهای عقلانی با منظور قانونگذار داشته باشد.
با این پیشزمینه به زبان تدوین قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 خورشیدی نگاهی خواهیم انداخت و گستره شمول برخی پیشبینیهای تکنولوژیک در عبارت آن را خواهیم نگریست.
