از روزی که اولین فیلم سینمایی در ایران ساخته شده تا به امروز هشتاد و هشت سال میگذرد اما با نگاهی به آنچه در دهههای پشت سرگذاشته با موضوع زنان در سینمای ایران و بررسی جایگاه واقعی آنها به این نتیجه میرسیم که بیش از نیم قرن سینمای ما به زنان بدهکار است. اساساً این سؤال مطرح است که زن به عنوان یک پروتاگونیست یا قهرمان چقدر در کنار مردان در سینمای ایران نمود داشته است؟
آیا آثار ساخته شده درباره زنان در معیار سنجی و نظر کارشناسان چقدر واجد ارزش است؟ آیا همیشه با رویکرد روانشناسانه و جامعهشناختی باید موضوع زنان را بررسی نمود؟ چرا حسی که در اغلب فیلمهای ایرانی ساخته شده درباره زنان به مخاطب القا میشود حس ترحم است؟ در بین آثار ساخته شده حد تعادل در مطالبات حقوق از دست رفته آنها رعایت شده یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤالات پر واضح است که باید سیری در تاریخ سینمای ایران داشته باشیم.
