خدا می‌خندد

از پای لپ‌تاپم بلند می‌شوم و جلوی پنجره می‌ایستم. از میان کِرکِره نیمه ‌جمع‌شده آشپزخانه، به دورترین نقطه‌ای که چشمم می‌بیند و نمی‌دانم کجاست خیره می‌شوم.

از پای لپ‌تاپم بلند می‌شوم و جلوی پنجره می‌ایستم. از میان کِرکِره نیمه ‌جمع‌شده آشپزخانه، به دورترین نقطه‌ای که چشمم می‌بیند و نمی‌دانم کجاست خیره می‌شوم.

خدا می‌خندد

از پای لپ‌تاپم بلند می‌شوم و جلوی پنجره می‌ایستم. از میان کِرکِره نیمه ‌جمع‌شده آشپزخانه، به دورترین نقطه‌ای که چشمم می‌بیند و نمی‌دانم کجاست خیره می‌شوم. / خدا 

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *