طلوع خورشید در شام خرابه

روضه شروع شده بود. صدای ناله‌ها که آزاد شد، تن دخترک لرزید. میان گریه حواسم جمع او بود. اشک‌هایم را تندتند پس زدم و دستم را دور شانه‌هایش حلقه کردم.

روضه شروع شده بود. صدای ناله‌ها که آزاد شد، تن دخترک لرزید. میان گریه حواسم جمع او بود. اشک‌هایم را تندتند پس زدم و دستم را دور شانه‌هایش حلقه کردم.

طلوع خورشید در شام خرابه

به گزارش اصفهان زیبا؛ روضه شروع شده بود. صدای ناله‌ها که آزاد شد، تن دخترک لرزید. میان گریه حواسم جمع او بود. اشک‌هایم را تندتند پس زدم و دستم را دور شانه‌هایش حلقه کردم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *