ملاحظات سوگ کرونایی کودکان یتیم

«51 هزار کودک ایرانی در دوران کرونا پدر و مادر یا یکی از والدینشان را از دست داده‌اند.» این خبر، خلاصه یکی از تلخ‌ترین یادداشت‌های نوشته‌شده در روزگار کرونا به قلم دکتر شکوفه موسوی، روان‌پزشک اطفال، با تیتر «”51 هزار” تنها یک “عدد”» نیست، است. او در این تلخواره که به‌تازگی در روزنامه شرق منتشر شده، به مسئله سوگ، سوگواری و فرایند آن در میان کودکان پرداخته و حال، در نخستین برنامه از سلسله‌گفت‌وگوهای زنده اینستاگرامی همایش روان و رسانه به مناسبت هفته سلامت روان (24_ 18 مهر) و هفته ملی کودک (16_ 22)، از موضوع «همه‌گیری کرونا و چالش‌های روان‌شناختی کودکان در این دوران» سخن گفته است.

«51 هزار کودک ایرانی در دوران کرونا پدر و مادر یا یکی از والدینشان را از دست داده‌اند.» این خبر، خلاصه یکی از تلخ‌ترین یادداشت‌های نوشته‌شده در روزگار کرونا به قلم دکتر شکوفه موسوی، روان‌پزشک اطفال، با تیتر «”51 هزار” تنها یک “عدد”» نیست، است. او در این تلخواره که به‌تازگی در روزنامه شرق منتشر شده، به مسئله سوگ، سوگواری و فرایند آن در میان کودکان پرداخته و حال، در نخستین برنامه از سلسله‌گفت‌وگوهای زنده اینستاگرامی همایش روان و رسانه به مناسبت هفته سلامت روان (24_ 18 مهر) و هفته ملی کودک (16_ 22)، از موضوع «همه‌گیری کرونا و چالش‌های روان‌شناختی کودکان در این دوران» سخن گفته است.

دکتر موسوی در این برنامه که به میزبانی دکتر عاطفه کمالو، روان‌پزشک اطفال، برگزار شد، از راه و روش مواجهه بزرگ‌سالان با سوگِ کودکانه گفت و به والدین پیشنهاد داد تا با شکستن تابوهای معمول در خصوص مرگ و زندگی، این موضوع‌ها را به‌صورت رودررو با کودکانشان در میان بگذارند؛ چون به گفته آروین یالوم، روان‌شناس «بچه‌ها بیش از توقع ما مرگ را می‌شناسند!»
در ابتدای این برنامه، دکتر شکوفه موسوی با بیان تجربه‌های عملی خود در کار با کودکانی که هر دو یا یکی از والدینشان را در دوران کرونا از دست داده‌اند، گفت: «همه ما به یاد داریم که وقتی کرونا شایع شد، بسیار ترسناک و مبهم بود. ترس و ابهامی که موجب تشدید ترس و اضطراب در جامعه شد. در این میان اما بودند افرادی که به‌رغم وضع موجود، بنا به وظیفه شغلی و انسانی‌شان به دیگران کمک روحی می‌دادند. این افراد، کارکنان مراکز مختلف درمان بودند که ما اکنون آن‌ها را با نام کادر درمان می‌شناسیم.»
او ادامه داد: «آنچه می‌دیدم این بود: افراد در مقابل این استرسورها واکنش نشان می‌دادند. ترس، اضطراب و وسواس بیش‌ازحد معمول دیده می‌شد و این مسئله، در میان افرادی که بیماری‌شان کنترل شده و به‌ویژه در میان کودکان شایع شده بود، موجب تشدید این اختلال‌ها شد. مثلا کسانی که ترس از بیماری و… داشتند، واقعیت بیرونی برایشان ممکن شده بود. این اتفاق در حالی رخ داد که مشخص نبود این ترس چه اندازه از بیماری ناشی شده و چه اندازه از محیط. واقعیت امر این بود که همه آدم‌ها درگیر بودند و کسی نمی‌توانست کمک کند. حالا اما فضای وحشت را پشت سر گذاشته‌ایم.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *