دانش‌‌آموز ماندگار در تاریخ

دم درِ مدرسه ولو شده بود؛ با دو نفر از هم‌کلاسی ‌هایش. منتظر پدرش بود. درِ مدرسه را سه‌قفله می‌کردم که از پشت سر شنیدم گفت: «آقا! مدیریت چه حسی داره؟»

دم درِ مدرسه ولو شده بود؛ با دو نفر از هم‌کلاسی ‌هایش. منتظر پدرش بود. درِ مدرسه را سه‌قفله می‌کردم که از پشت سر شنیدم گفت: «آقا! مدیریت چه حسی داره؟»

دانش‌‌آموز ماندگار در تاریخ

به گزارش اصفهان زیبا؛ دم درِ مدرسه ولو شده بود؛ با دو نفر از هم‌کلاسی ‌هایش. منتظر پدرش بود. درِ مدرسه را سه‌قفله می‌کردم که از پشت سر شنیدم گفت: «آقا! مدیریت چه حسی داره؟»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *