جلوی میز معاون ایستاده بود. وارد دفتر که شدم، گفتم: «کجا بودی سهچهار روز غیبت داشتی؟» معاون خندید و گفت: «آقای بنیاسدی! این پسر دیگه رفتنی شد… .»
به گزارش اصفهان زیبا؛ جلوی میز معاون ایستاده بود. وارد دفتر که شدم، گفتم: «کجا بودی سهچهار روز غیبت داشتی؟» معاون خندید و گفت: «آقای بنیاسدی! این پسر دیگه رفتنی شد… .»
امروز هم فقط آمده بود با همکلاسیهایش خداحافظی کند. ساعت دهونیم صبح بود. رفت سر کلاس؛ تشریفاتی و برای آخرین بار. چند دقیقه بعد زنگ خورد. رسیده بودم دم دفتر که بروم توی حیاط. یکی آمد نزدیک و گفت: «آقا! بیا که سوژه جدید برای نوشتن پیدا شد.»
