آفتابِ پاییز گراش، اگر مُدام بتابد، میسوزاند. همین بچهها را وادار میکند زنگ تفریح که دارند بر گرسنگی چیره میشوند، گوشهای را پیدا کنند که نیمتنه توی آفتاب باشد و پاها توی سایه.
به گزارش اصفهان زیبا؛ آفتابِ پاییز گراش، اگر مُدام بتابد، میسوزاند. همین بچهها را وادار میکند زنگ تفریح که دارند بر گرسنگی چیره میشوند، گوشهای را پیدا کنند که نیمتنه توی آفتاب باشد و پاها توی سایه. توی حیاط مدرسه که قدم میزنم، هی از سوز سایه به آفتاب میگریزم و از داغیِ آفتابِ مدام به سایه پناه میبرم؛ ولی بعضیها عاشق آفتاباند؛ مثل دانشآموزی که تهِ حیاط، تنها، تکیه داده بود به نیمکتِ فلزی. راهم را کج کردم تهِ حیاط. نشستم کنارش. آفتاب مستقیم میخورد به صورتمان.
