ما بچه‌ننه‌ایم

بیش از یک هفته از جنگ گذشته است و دیشب آمدیم خانه مادربزرگ در جنوب تهران. دیروز ظهر که از خرید برگشتیم، همسایه کناری با اضطراب و هراسی که چنگ انداخته بود به گریبانش، چند دقیقه‌ای ما را توی راهرو سر پا نگه داشت و مرثیه خواند که فلان‌طور شده و بَهمان‌طور می‌شود و جمع کنید از تهران بروید.

بیش از یک هفته از جنگ گذشته است و دیشب آمدیم خانه مادربزرگ در جنوب تهران. دیروز ظهر که از خرید برگشتیم، همسایه کناری با اضطراب و هراسی که چنگ انداخته بود به گریبانش، چند دقیقه‌ای ما را توی راهرو سر پا نگه داشت و مرثیه خواند که فلان‌طور شده و بَهمان‌طور می‌شود و جمع کنید از تهران بروید.

ما بچه‌ننه‌ایم

به گزارش اصفهان زیبا؛ بیش از یک هفته از جنگ گذشته است و دیشب آمدیم خانه مادربزرگ در جنوب تهران. دیروز ظهر که از خرید برگشتیم، همسایه کناری با اضطراب و هراسی که چنگ انداخته بود به گریبانش، چند دقیقه‌ای ما را توی راهرو سر پا نگه داشت و مرثیه خواند که فلان‌طور شده و بَهمان‌طور می‌شود و جمع کنید از تهران بروید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *