از دور، میبینم گِرداگرد ضریح سیل جمعیت راه افتاده. انگاری همه در آن هیاهو زمزمه میکنند «دورت بگردیم مولاجان.» زیر سایه ایوان طلا که میایستم، دستوپایم را گم میکنم. دهدوازده متر جلوتر مولا منتظر است. خودم را به سیل میسپارم.
به گزارش اصفهان زیبا؛ از دور، میبینم گِرداگرد ضریح سیل جمعیت راه افتاده. انگاری همه در آن هیاهو زمزمه میکنند «دورت بگردیم مولاجان.» زیر سایه ایوان طلا که میایستم، دستوپایم را گم میکنم. دهدوازده متر جلوتر مولا منتظر است. خودم را به سیل میسپارم.
