کار، بی‌کار!

پنجشنبه، هجدهم دی‌ماه بود. هنوز خط‌های تلفن قطع نشده بودند. مادرم گوشی‌اش را دست گرفته بود و پشت سر هم به برادرهایم زنگ می‌زد؛ انگار با هر بوقِ بی‌پاسخ، دلش بیشتر به‌هم می‌ریخت.

پنجشنبه، هجدهم دی‌ماه بود. هنوز خط‌های تلفن قطع نشده بودند. مادرم گوشی‌اش را دست گرفته بود و پشت سر هم به برادرهایم زنگ می‌زد؛ انگار با هر بوقِ بی‌پاسخ، دلش بیشتر به‌هم می‌ریخت.

کار، بی‌کار!

به گزارش اصفهان زیبا؛ پنجشنبه، هجدهم دی‌ماه بود. هنوز خط‌های تلفن قطع نشده بودند. مادرم گوشی‌اش را دست گرفته بود و پشت سر هم به برادرهایم زنگ می‌زد؛ انگار با هر بوقِ بی‌پاسخ، دلش بیشتر به‌هم می‌ریخت.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *